ترنج

غنی سازی اورانیوم

۱۷۱ مطلب

  • این مقاله شکست آمریکا در رویارویی با ایران را نقطه عطفی غیرقابل‌ترمیم در جایگاه جهانی واشنگتن می‌داند. به باور نویسنده، جنگ نه‌تنها ایران را به عقب‌نشینی وادار نکرد، بلکه کنترل تهران بر تنگه هرمز را به اهرمی فوری برای اثرگذاری بر بازار انرژی جهان تبدیل کرد. در نتیجه، متحدان آمریکا در خلیج فارس، اروپا و آسیا ناچارند درباره امنیت انرژی، اتکا به واشنگتن و آمادگی آمریکا برای جنگ‌های آینده بازنگری کنند.

  • این گزارش تأکید می‌کند که بن‌بست آمریکا در برابر ایران ناشی از تکیه بیش از حد ترامپ بر فشار نظامی و اقتصادی، بدون ارائه تضمین‌ها و مشوق‌های معتبر دیپلماتیک است. از نگاه تهران، خواسته‌های واشنگتن درباره برنامه هسته‌ای، توان موشکی و شبکه‌های منطقه‌ای به معنای خلع سلاح یک‌جانبه و تهدید بقای حکومت است. نویسنده نتیجه می‌گیرد که تنها راه کاهش تنش، واقع‌گرایی، کاهش تحریم‌ها، تضمین پایبندی آمریکا و تمرکز حداقلی بر آزادی کشتیرانی در هرمز است.

  • تعلیق ناگهانی «پروژه آزادی» از سوی ترامپ، نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای ایجاد فضای تنفس در مذاکرات با تهران ارزیابی می‌شود. ایران تأکید دارد تنها توافقی عادلانه و جامع را می‌پذیرد؛ توافقی که حقوق هسته‌ای، رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌ها را دربرگیرد. هم‌زمان، بحران تنگه هرمز، فشار بازار انرژی و ملاحظات انتخاباتی آمریکا، دو طرف را به نقطه‌ای حساس رسانده است؛ جایی که دیپلماسی، محاصره و تهدید نظامی هم‌زمان پیش می‌روند.

  • تنش تازه میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز، بحران منطقه‌ای را وارد مرحله‌ای حساس‌تر کرده است. ترامپ با تهدید نظامی و اجرای «پروژه آزادی» تلاش می کند فشار بر تهران را افزایش دهد، اما ایران کنترل هرمز را منفعتی راهبردی می‌داند و در برابر تحمیل عقب‌نشینی نمی‌کند.

  • ایران پاسخ آمریکا به پیشنهاد ۱۴ بندی خود را از طریق میانجی پاکستانی دریافت کرده و در حال بررسی آن است. این طرح سه‌مرحله‌ای، پایان جنگ، تضمین عدم بازگشت به درگیری، بازگشایی تدریجی هرمز، رفع تحریم‌ها، توقف موقت غنی‌سازی و گفت‌وگوی امنیتی منطقه‌ای را دربر می‌گیرد. تحلیلگران آن را تلاشی برای «معامله بزرگ» میان تهران و واشنگتن می‌دانند. هم‌زمان، گزینه‌های نظامی آمریکا، ریسک انرژی، حمل‌ونقل و بازارهای جهانی را افزایش داده است.

  • صفحه نمایندگی ایران در مقر سازمان ملل نوشت: مادامی که تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی غنی‌سازی اورانویم انجام شود، از نظر قانونی، هیچ محدودیتی وجود ندارد

  • اعلام پایان جنگ با ایران از سوی ترامپ بیش از آنکه نشانه صلح باشد، مانوری حقوقی برای عبور از فشارهای کنگره و آغاز مرحله‌ای تازه از فشار اقتصادی ارزیابی می‌شود. واشنگتن با تبدیل وضعیت جنگی به بازدارندگی، می‌کوشد بدون محدودیت قانونی، تهران را زیر محاصره و فرسایش اقتصادی به امتیازدهی وادار کند. هم‌زمان، هزینه واقعی جنگ برای آمریکا تا حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد شده و پیامدهای آن به اقتصاد و خانواده‌های آمریکایی نیز سرایت کرده است.

  • دونالد ترامپ هم‌زمان با بررسی طرح‌های تازه برای حملات «کوتاه و قدرتمند» علیه ایران، تلاش می‌کند بحران هرمز را به اهرمی برای فشار نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل کند. واشنگتن با ایجاد «ائتلاف آزادی کشتیرانی» تلاش می کند محاصره دریایی را به مطالبه‌ای بین‌المللی تبدیل سازد. با این حال، تحلیلگران معتقدند فشار نفتی آمریکا لزوماً ایران را به نقطه تسلیم نمی‌رساند؛ زیرا تهران ظرفیت‌هایی برای مدیریت کاهش صادرات و تحمل فشار اقتصادی دارد.

  • این گزارش بر چرخش راهبردی واشنگتن در قبال تهران حکایت دارد؛ چرخشی که پرونده ایران را از مسیر دیپلماسی به اتاق عملیات، محاصره مالی و گزینه‌های نظامی منتقل کرده است. بحران تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و فشار اقتصادی در چارچوبی واحد دیده می‌شوند. هم‌زمان، دولت ترامپ نگران «درگیری منجمد» و هزینه‌های داخلی جنگ است؛ زیرا افکار عمومی آمریکا بیش از مداخله خارجی، بر اقتصاد، تورم و هزینه‌های زندگی تمرکز دارد.

  • دونالد ترامپ و تیمش برای تعریف اهداف روشن در مذاکره با ایران هنوز با ابهام و ناهماهنگی مواجه‌اند. پیچیدگی پایان جنگ، فشارهای داخلی و خارجی و تجربه برجام نشان می‌دهد توافقی پایدار بدون جزئیات دقیق، راستی‌آزمایی مؤثر و امتیازدهی متقابل ممکن نیست. ایران نیز بر مذاکره برابر و محترمانه تأکید دارد و از اهرم‌های خود بهره می‌برد. در این میان، گزینه‌هایی مانند توافق موقت یا مذاکرات چندمسیره مطرح است، اما بدون راهبرد روشن، خطر شکست یا سردرگمی همچنان بالاست.

تبلیغات