ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۲۱۶۰

قشم؛ جزیره‌ای بی‌مسافر/ اهالی در فکر فروش وسایل خانه و دام

قشم؛ جزیره‌ای بی‌مسافر/ اهالی در فکر فروش وسایل خانه و دام

از نخستین روزهای آغاز این درگیری، زنجیره‌ای از بحران‌ها -از قطعی اینترنت و اختلال در شبکه‌های بانکی تا ترس از حملات غافلگیرانه- کسب‌وکارهای متعددی را زمین‌گیر کرد. اما آنچه در این میان بیش از هر بخش دیگری لطمه دید، صنعت گردشگری بود؛ صنعتی که ذاتا به آرامش، امنیت و تصویر ذهنی مثبت وابسته است و با کوچک‌ترین تنش منطقه‌ای، مانند برجی از ماسه فرو می‌ریزد.

تبلیغات
تبلیغات

بیش از پنج ماه از شروع جنگ می‌گذرد و این بار صنعت گردشگری، به‌ویژه در جنوب کشور، فلج شده است. از تعطیلی کامل هتل‌ها و اقامتگاه‌های بوم‌گردی قشم تا نبود هرگونه بسته حمایتی برای فعالان این صنعت؛ روایتی تلخ از روزهای بی‌مسافر در جزیره‌ای است که تا همین چند ماه پیش، دارای دهکده‌ای جهانی بود.

به گزارش شرق، از میان تمام مشاغلی که در این مدت ضربه دیدند، گردشگری شدیدترین ضربه را خورد و بعد از یک آتش‌بس کوتاه و از سر گرفته‌شدن موشک‌باران، این بار شهرهای جنوبی هدف قرار گرفتند و عملا گردشگری در این مناطق به‌طورکامل تعطیل شد. هرچند به دلیل گرما، این مناطق هر سال با کاهش مسافر مواجه می‌شدند اما با سیاست‌های تشویقی و تخفیف‌ها و... باز هم گردشگری سر پا می‌ماند. در موج اخیر حملات، خلاف دو دوره پیشین که بیشتر به مناطق مرزی و غرب کشور محدود شده بود، این‌بار گسترش بیشتری یافته و جنوب استراتژیک ایران را در کانون حملات هوایی و موشکی قرار داده است.

از نخستین روزهای آغاز این درگیری، زنجیره‌ای از بحران‌ها -از قطعی اینترنت و اختلال در شبکه‌های بانکی تا ترس از حملات غافلگیرانه- کسب‌وکارهای متعددی را زمین‌گیر کرد. اما آنچه در این میان بیش از هر بخش دیگری لطمه دید، صنعت گردشگری بود؛ صنعتی که ذاتا به آرامش، امنیت و تصویر ذهنی مثبت وابسته است و با کوچک‌ترین تنش منطقه‌ای، مانند برجی از ماسه فرو می‌ریزد.

فعالان این حوزه مدت‌هاست با کابوس لغو رزروها، خروج سرمایه و بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما جنوب کشور به دلیل تداوم حملات و نزدیکی به خط مقدم، وضعیتی به‌مراتب حادتر دارد.

هتل‌های قشم؛ تعطیل و بی‌مسافر

«آخرین خبری که من دارم تعطیلی کامل هتل‌های قشم است». این جمله‌ای است که «جمشید حمزه‌زاده»، رئیس جامعه هتل‌داران، بر زبان می‌آورد؛ جمله‌ای که وضعیت اسفبار صنعت گردشگری در جنوب کشور را به تصویر می‌کشد. حمزه‌زاده با اشاره به ابعاد فاجعه می‌گوید: «ما آمار دقیقی از میزان خسارت به هتل‌ها در کشور نداریم، اما در آخرین آماری که از رؤسای جوامع هتل‌داری استان‌ها دارم، می‌دانم که ضریب اشغال در بسیاری از استان‌ها نزدیک به صفر است. در حالی که هتل‌ها، هزینه‌های جاری برای سر پا نگه‌داشتن خود را دارند و این هزینه‌ها روز به روز افزایش پیدا می‌کنند‌».

او که سال‌هاست چشم‌انداز گردشگری ایران را رصد می‌کند، این بار نگرانی‌اش را از تداوم روند نزولی پنهان نمی‌کند. به گفته او، بسیاری از هتل‌های بزرگ جنوب که پیش‌تر در ایام تعطیلات و نوروز با صددرصد اشغال مواجه می‌شدند، اکنون نه تنها مسافری ندارند، بلکه با انبوهی از صورت‌حساب‌های معوقه برق، آب، گاز و حقوق کارکنان روبه‌رو هستند. برخی از مدیران هتل‌ها مجبور شده‌اند برای کاهش هزینه‌ها، بخش‌های رستوران و استخر را تعطیل کنند و حتی تعداد پرسنل شب‌کاری را به حداقل برسانند، اما این اقدامات نیز نتوانسته است آنها را از ورطه زیان نجات دهد.

رئیس جامعه هتل‌داران نسبت به آینده این صنعت هشدار می‌دهد: «در حال حاضر با وجود فشار اقتصادی بالا روی صنعت هتل‌داری بیشتر هتل‌های ما زیان‌ده شده‌اند. اگر به‌سرعت اقدامی برای برون‌رفت از این وضعیت انجام نشود، تعداد زیادی از هتل‌های کشور ممکن است از چرخه فعالیت خارج شوند».

این هشدار در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از هتل‌داران جنوبی، به‌ویژه در استان هرمزگان، ماه‌هاست که نه تنها درآمدی ندارند، بلکه برای جلوگیری از تعطیلی کامل، از پس‌انداز شخصی خود هزینه می‌کنند. در قشم، فقط چند هتل کوچک با ظرفیت زیر ۲۰ تخت، آن هم با قیمت‌های بسیار پایین، سعی در جذب مسافران محلی دارند، اما حمزه‌زاده تأکید می‌کند که این موارد استثنا هم عملا مشتری چندانی ندارند و آمارها نشان می‌دهد که ضریب اشغال در بهترین حالت به دو تا سه درصد هم نمی‌رسد که از نظر اقتصادی، معنایی جز تعطیلی ندارد.

قشم؛ در آتش حملات

قشم و دیگر جزایر جنوبی کشور در این چند هفته اخیر، بیشترین حملات و آسیب‌ها را بر پیکر خود تاب آورده‌اند. حملات هوایی اخیر آمریکا به این جزیره، نه تنها زیرساخت‌های گردشگری را هدف قرار داد، بلکه آرامش ساکنان آن را نیز بر هم زد. بر اساس گزارش‌های موجود، در حمله بامداد پنجشنبه ارتش آمریکا به یک منزل مسکونی در جزیره قشم، سه نفر از اعضای یک خانواده به شهادت رسیدند.

همچنین جنگنده‌های آمریکا اسکله‌های مسافربری و گردشگری «شیب‌دراز» و «کندالو» را مورد حمله قرار دادند. در حمله‌ای دیگر، یک کمپ گردشگری خانوادگی در دره‌شور جزیره قشم هدف پهپادهای دشمن قرار گرفت. این کمپ که در سال‌های اخیر به یکی از مقاصد محبوب طبیعت‌گردی تبدیل شده بود، اکنون به ویرانه‌ای تبدیل شده است که گرد و غبار خاکستر روی چادرها و آلاچیق‌های سوخته‌اش نشسته است. مردم محلی می‌گویند صدای انفجارها تا کیلومترها دورتر شنیده می‌شد و وحشت آن هنوز در خیابان‌های خالی شهر جاری است.

تعدادی از اهالی غیرنظامی به شهادت رسیدند که شاید هیچ‌وقت تصور نمی‌کردند در بین همه این تهدیدها و حملات، روزی موشکی بر سقف خانه‌شان فرود آید و رخت بازمانده‌ها را تا ابد سیاه کند و خواب کودکان معصوم و بی‌گناه قشم را آشفته کند. لنج‌های ماهیگیری که روزی خانه‌ها را برایشان تأمین می‌کردند، در آتش نفرت سوختند و آنچه ماند، خاکستر بود و امید به بازسازی و آینده. این لنج‌ها که بخش مهمی از هویت فرهنگی و معیشتی جنوب را تشکیل می‌دادند، اکنون یا ویران شده‌اند یا در اسکله‌های متروکه، بدون هیچ کاربری در حال زنگ‌زدن هستند. بسیاری از صیادان و ملوانان قشمی که پیش‌تر در ایام غیرگردشگری نیز از دریا روزی می‌بردند، اکنون حتی به آب نزدیک نمی‌شوند؛ چراکه پهپادهای دشمن هر وسیله متحرکی را در آب‌های ساحلی هدف قرار می‌دهند. این وضعیت، علاوه بر گردشگری، صنعت شیلات و حمل‌ونقل دریایی را نیز به حاشیه رانده و فشار مضاعفی بر اقتصاد جزیره وارد کرده است.

از دهکده جهانی تا تعطیلی کامل

در فاصله جنگ ۱۲روزه تا جنگ رمضان، قشم، یک دهکده جهانی گردشگری را به ثبت رساند. روستای سهیلی ثبت جهانی شد. این روستا در سال ۲۰۲۵ از سوی سازمان ملل به عنوان روستای برگزیده جهانی شناخته شد و به گفته وزیر میراث‌ فرهنگی، «سهیلی، ستاره خلیج‌ فارس و نماد گردشگری سبز» است.

از ظرفیت‌های گردشگری این روستا می‌توان به ۴۷ اقامتگاه بوم‌گردی، ۱۱ مرکز عرضه غذای محلی، ۱۴۵ فروند قایق و آلاچیق دریایی گردشگری و ۳۰ غرفه عرضه صنایع دستی اشاره کرد. این افتخار بین‌المللی که در شرایط عادی می‌توانست موجی از سفرهای خارجی و داخلی را به سمت قشم سرازیر کند، اکنون در سایه جنگ به پوسته‌ای تهی از معنا تبدیل شده است. کارشناسان گردشگری معتقدند ثبت جهانی سهیلی، در میانه دو جنگ، یک اتفاق تاریخی بود که می‌توانست مسیر توسعه پایدار جنوب را برای دهه‌ها هموار کند، اما بمب‌ها و موشک‌ها نه‌تنها آن مسیر را بستند، بلکه حتی خاطره آن روزهای پرامید را نیز در ذهن روستاییان مخدوش ساختند.

امروز کوچه‌های سنگ‌فرش سهیلی که زمانی مملو از گردشگران کنجکاو بود، تنها با ردپای معدود اهالی و صداهای دلگیر باد همراه است. علاوه بر سهیلی، شغل بسیاری دیگر از روستاییان قشم مرتبط با گردشگری است و بسیاری از روستاییان خانه‌های خود را به اقامتگاه‌های بوم‌گردی تبدیل کرده‌اند که این روزها با قطع جریان گردشگری، بی‌شک فشار اقتصادی زیادی بر آنها تحمیل شده است.

بر اساس برآوردهای محلی، حدود ۴۰ درصد از جمعیت فعال روستاهای قشم به نوعی در صنعت گردشگری اشتغال داشته‌اند؛ از راهنمایان محلی و رانندگان قایق‌های تندرو تا زنان روستایی که با پخت نان محلی و تولید صنایع دستی، بخش قابل توجهی از درآمد خانواده را تأمین می‌کردند. اکنون همه این زنجیره‌های ارزش، یک‌ به یک گسسته شده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها مجبور شده‌اند فرزندان خود را از مدارس شبانه‌روزی خارج کنند یا به شهرهای دیگر کوچ کنند تا بتوانند از طریق خویشاوندان، امرار معاش کنند. این مهاجرت اجباری، خود تهدیدی دیگر برای بافت جمعیتی و فرهنگی جزیره به شمار می‌رود.

اهالی در فکر فروش وسایل خانه و دام

طیّب مفیدی، عضو هیئت‌مدیره جامعه بوم‌گردی قشم، در گفت‌وگو با «شرق» از تعطیلی کامل اقامتگاه‌های بوم‌گردی و خالی‌شدن آنها از مسافر می‌گوید. او در پاسخ به این سؤال که از لحاظ فیزیکی آیا اقامتگاه‌ها آسیب دیده‌اند، می‌گوید: «از نظر فیزیکی اقامتگاه‌ها آسیب ندیده‌اند، ولی از اوایل جنگ، عملا کار و درآمدی نداریم. اصلا مراجعه‌کننده نداریم و کسی جرئت نمی‌کند به قشم سفر کند. ما هرچقدر می‌گوییم اینجا خبری نیست و مشکلی نداریم، اما مردم از نظر امنیتی نگران هستند و نمی‌آیند».

مفیدی درباره حملات اخیر توضیح می‌دهد: «در مورد حملات، باید عرض کنم که حمله اخیر به خود شهر قشم بوده، نه روستاها. اما در کل، همه اقامتگاه‌ها تعطیل‌اند، به جز تعداد کمی ویلا که گاهی دو یا سه نفر مسافر قبول می‌کنند». او وضعیت فعلی را این‌گونه توصیف می‌کند: «وضعیت اقتصادی الان واقعا وحشتناک است».

مفیدی که خود ساکن یکی از روستاهای هدف گردشگری قشم است، می‌گوید اهالی روستا در ماه‌های اخیر به فکر فروش وسایل منزل و حتی دام‌های خود افتاده‌اند تا از عهده قبوض آب و برق برآیند. برخی از همسایگان او که چندین واحد بوم‌گردی را با وام‌های بانکی راه‌اندازی کرده بودند، اکنون نه تنها اقساط وام را نمی‌توانند بپردازند، بلکه نگران توقیف ملک‌هایشان توسط بانک هستند». او تأکید می‌کند که اگر جنگ تا پایان سال ادامه یابد، بسیاری از این واحدها برای همیشه از چرخه خارج خواهند شد و بازگشت دوباره به صنعت گردشگری، سال‌ها زمان خواهد برد.

وعده‌های بی‌نتیجه

مفیدی در پاسخ به این پرسش که آیا از طرف دولت بسته حمایتی دریافت کرده‌اند؟ توضیح می‌دهد: «درباره بسته حمایتی، چیزی دریافت نکردیم. از همان جنگ ۱۲روزه هم قرار بود حمایت کنند، اما هیچ‌چیز به ما نرسید. ظاهرا حتی در تهران هم چیزی توزیع نشده و این قضیه فقط به همان جلسات و تشریفات اداری ختم می‌شود».

این اظهارات در حالی است که وزارت میراث فرهنگی و گردشگری در هفته‌های ابتدایی جنگ، از تشکیل کارگروه ویژه برای جبران خسارت‌های گردشگری خبر داده بود، اما فعالان این صنعت می‌گویند که هیچ مصداق عملی برای این وعده‌ها ندیده‌اند. نه وام‌های کم‌بهره‌ای پرداخت شده، نه معافیت مالیاتی در نظر گرفته شده و نه حتی یک بسته معیشتی اضطراری به دست اقامتگاه‌داران جنوبی رسیده است. در مقابل، هزینه‌های ثابت مانند بیمه تأمین اجتماعی کارکنان، عوارض شهرداری و مالیات بر ارزش‌افزوده کماکان از حساب آنها کسر می‌شود و این موضوع، گلایه‌ها را دوچندان کرده است.

جزیره‌ای خالی از مسافر

با ادامه حملات و ناامنی در منطقه، به نظر نمی‌رسد صنعت گردشگری جنوب کشور به زودی به روزهای اوج خود بازگردد. قشم که تا پیش از جنگ، یکی از مقاصد اصلی گردشگری ایران به شمار می‌رفت، اکنون به جزیره‌ای خالی از مسافر تبدیل شده است. روستای سهیلی که نماد افتخار گردشگری ایران در سطح جهانی بود، این روزها با اقامتگاه‌های خالی و اقتصاد فلج دست‌وپنجه نرم می‌کند. هتل‌داران و فعالان بوم‌گردی در انتظار بسته‌های حمایتی‌اند که وعده داده شده، اما هیچ‌گاه محقق نشده است.

در این میان، تنها امید به بازسازی و آینده‌ای است که در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است. کارشناسان اقتصادی معتقدند حتی در صورت برقراری آتش‌بس و توقف حملات، حداقل دو تا سه سال زمان نیاز است تا اعتماد گردشگران خارجی به این منطقه بازگردد. جبران خسارت‌های روانی و مادی، بازسازی زیرساخت‌های تخریب‌شده و ایجاد مشوق‌های جدید برای سرمایه‌گذاری مجدد، همگی نیازمند اراده‌ای ملی و برنامه‌ای بلندمدت است.

این در حالی است که زندگی هزاران خانواده به سرنوشت این صنعت گره خورده است. آنچه مسلم است، فراموشی گردشگری جنوب در میان هیاهوی جنگ، به زودی به بحرانی انسانی و اقتصادی بدل خواهد شد که دامنه آن فراتر از یک جزیره و یک صنعت خواهد رفت. جنوب نیازمند جهاد اقتصادی در کنار جهاد نظامی است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات