از طنز تیک تاکی تا خون روی پیادهرو
شلیک جلوی دوربین؛ شهری که بلاگرها را ترور میکند
در شهری که یکسوم خاک مکزیک در قبضه باندهای مواد مخدر است، جنگ داخلی مرز میان غیرنظامی و تبهکار را محو کرده؛ از ترور لایو اینفلوئنسرها تا ربایش دانشجویان هوانوردی برای هدایت هواپیماهای قاچاق، در حالی که فشارهای واشنگتن نه تنها خشونت را مهار نکرده، که آمار قتل را در سه سال چهار برابر کرده است.
فرارو- کوین سیف، نویسنده نشریه آتلانتیک و خبرنگار سابق واشنگتن پست
به گزارش فرارو به نقل از آتلانتیک، سهشنبهشب در مرکز شهر کولیاکان، پایتخت ایالت سینالوآ در مکزیک، همراه با رئیس پلیس محلی در یک رستوران مشغول صرف شام بودم.
شهری که پس از ماهها قرنطینه خودخواسته و حبسشدن شهروندان در خانهها به دلیل جنگ تمامعیار میان کارتلهای تبهکار، تازه نشانههایی از بازگشت به زندگی روزمره را نشان میداد.
در میز کناری ما یک جشن تولد خانوادگی برپا بود و از پشت شیشه رستوران، خانوادهها و جوانانی دیده میشدند که پس از ماهها ترس و وحشت، در پیادهروها قدم میزدند.
در میان جمعیت پیادهرو، سه جوان اینفلوئنسر دیده میشدند که لباسهای مخصوص پیک تحویل غذا را به تن کرده و جعبههای عایق حمل غذا را بر پشت داشتند.
آنها در حالی که به شوخی و خنده مشغول بودند، لحظه به لحظه حرکات خود را با دوربین گوشی برای مخاطبانشان پخش زنده (لایو) میکردند. چهره اصلی این گروه «سزار گاستلوم» (César Gastélum) بود؛ جوانی ۲۴ ساله، با اندامی درشت و محاسن کوتاه که با ساخت ویدیوهای شوخی و سرگرمی به شهرت رسیده بود.
در شرایطی که هزاران انسان در جنگ کارتلها جان میباختند، گاستلوم ویدیوهایی از رقص با لباس خواب، پوشیدن لباس کشیشها و نوشیدن قهوه سرد منتشر میکرد و در تیکتاک بیش از ۷۰۰ هزار دنبالکننده گرد آورده بود.
ترور جلوی دوربین؛ خونی که روی پیادهرو جاری شد
حوالی ساعت ۸ شب، گاستلوم و دوستانش بیرون شعبه کیافسی (KFC) در منطقه ترسریوس ایستاده و منتظر تحویل سفارش مرغ سوخاری بودند و همزمان برای دنبالکنندگان خود برنامه زنده اجرا میکردند. در همان لحظه، دو مرد سوار بر موتورسیکلت از کنار آنها عبور کردند.
گاستلوم رو به دوربین گفت: «آن دو نفر واقعاً مرا میترسانند.» اما لحظاتی بعد آرامش خود را بازیافت و شروع به شوخی درباره شلوار جین تنگش کرد.
ناگهان موتورسیکلت دور زد و درست روبهروی این سه جوان متوقف شد. راننده موتور که کلاه ایمنی سیاه با نقاب محافظ بر سر داشت، اسلحهای را از فاصله نیممتری مستقیماً به سمت سر گاستلوم نشانه رفت و شلیک کرد.
دنبالکنندگان پخش زنده، لحظه اصابت گلوله را به صورت برخط تماشا کردند و بلافاصله صفحه لایو سیاه شد. یکی از نیروهای اورژانس شهری پس از دریافت تماس با خط امداد به من پیام داد و من بهسرعت به سمت محل حادثه رفتم.
وقتی رسیدم، پلیس تازه در حال کشیدن نوار زرد محاصره دور صحنه جنایت بود. پیکر بیجان گاستلوم در بخش ماشینرو رستوران افتاده بود و خطی از خون به سمت پیادهرو سرازیر میشد.
گروهی از سربازان ارتش دور جسد جمع شده بودند و تعدادی از آنها در همان حال با گوشیهایشان صفحه تیکتاک او را بررسی میکردند. عکاسان حوادث نیز مشغول ارسال سریع تصاویر به تحریریهها بودند.
خوزه آنخل بلتران، خبرنگار پایگاه خبری محلی «لوز نوتیکیاس»، در حال پخش زنده فیسبوک بود و با صدایی آرام گزارش میداد: «همانطور که میبینید، یک اینفلوئنسر دیگر در کولیاکان کشته شد.»
جنگ داخلی الچاپو و مایو؛ «نارکوپاندِمی» در سینالوآ
شهر کولیاکان که سالها کانون قاچاق تناژهای سنگین فنتانیل، متآمفتامین و کوکائین به بازار آمریکا بوده، اکنون محور تمرکز برنامههای واشنگتن برای مهار کارتلها قرار گرفته است.
دونالد ترامپ تهدید کرده که حتی با توسل به گزینههای سخت نظامی این راهبرد را پیش خواهد برد. وزارت دادگستری آمریکا در پروندهای تاریخی، فرماندار ایالت سینالوآ و شماری از مقامات محلی را به اتهام تبانی و همکاری راهبردی با شاخه فرزندان الچاپو تحت پیگرد قضایی قرار داده است.
برخی از رهبران این شبکه در زندانهای آمریکا دوران حبس ابد را میگذرانند و برخی دیگر با تکیه بر دادههای اطلاعاتی هدف قرار گرفتهاند.
این فشارها نه تنها ساختار جنایت سازمانیافته را خرد نکرده، بلکه جنگ داخلی مرگباری میان دو شاخه اصلی کارتل سینالوآ به راه انداخته است: شاخه «چاپیتوها» (فرزندان خواکین الچاپو گوزمان) در برابر شاخه «مایوها» (وفاداران به اسماعیل المایو زامبادا).
آمارها عمق این بحران ساختاری را آشکار میکنند: در حالی که در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) کل آمار قتل در ایالت سینالوآ ۴۷۶ فقره بود، این رقم در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) به ۱۶۵۷ فقره افزایش یافت.
شهروندان محلی این وضعیت بحرانی و فراگیر را «نارکوپاندِمی» (همهگیری مواد مخدر و ترور) نامیدهاند.
چرا کارتلها وبلاگنویسان و ستارههای مجازی را حذف میکنند؟
در دورههای پیشین خشونت، اهداف ترورها مشخصاً نیروهای مسلح خیابانی و قاچاقچیان رقیب بودند. اما در درگیریهای جدید، مرز میان افراد عادی و شبکههای تبهکار کاملاً مخدوش شده است.
کارتلها به صورت سیستماتیک اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوا را به خدمت میگیرند تا روایتهای تبلیغاتی و خطونشان کشیدن برای جناح مقابل را در شبکههای اجتماعی بازنشر کنند.
بلتران، خبرنگار حوادث، یادآوری کرد که ماهها پیش نیز چهرههای سرشناس دیگری در همین حوالی ترور شدند. از جمله «ال تاتا»، فعال حوزه تناسب اندام، هنگام خروج از مرکز خرید کشته شد و جسد «ال پینکی»، یوتیوبر معروف، در حالی کشف شد که دست و پایش بسته و دهانش چسبزده شده بود.
تاکنون دستکم ۹ تا ۱۰ تولیدکننده محتوا و چهره مجازی در این ایالت به قتل رسیده یا ربوده شدهاند. وقتی از بلتران پرسیدم چرا یک بلاگر طنزپرداز باید هدف گلوله قرار گیرد، او پاسخ داد: «دیدی که او کلاه گاوچرانی بر سر داشت؟»
کلاههای گاوچرانی سنتی در منطقه به نماد شناسایی حامیان شاخه «مایو» بدل شدهاند؛ بهگونهای که حتی پوشیدن نمادین یک کلاه در ویدیویی طنزآمیز میتواند به قیمت اتهام وابستگی به باند رقیب و صدور حکم مرگ تمام شود.
ربایش دانشجویان فنی؛ کارتل به دنبال خلبان و متخصص
ابعاد فاجعه امنیتی به فضای مجازی محدود نمیشود و سال گذشته ۲۱۵۴ مورد ناپدید شدن اجباری در ایالت سینالوآ به ثبت رسیده است. در این میان، پرونده ربایش دیوید آنتونیو روئلاس (۲۲ ساله) و همکلاسیاش خوزه ایزایاس ایبارا (۲۳ ساله) خشم عمومی جامعه محلی را برانگیخته است.
این دو جوان دانشجویان ممتاز یک دانشکده هوانوردی در کولیاکان بودند و شواهد نشان میدهد کارتل آنها را برای هدایت هواپیماهای سبک ترانزیت مواد مخدر ربوده است. نکته حائز اهمیت اینکه ایبارا متولد لسآنجلس و دارای تابعیت رسمی ایالات متحده است.
مادران این دو دانشجو، مارتا پرز و گراسیلا دوآرته، ماههاست در بیخبری مطلق به سر میبرند. تصاویر دوربینهای مداربسته نشان میدهد چهار فرد مسلح نقابدار از یک ون پیاده شده و در چند ثانیه این دو دانشجو را به داخل خودرویی دیگر کشانده و متواری شدهاند.
مادر ایبارا به امید تابعیت آمریکایی فرزندش به کنسولگری آمریکا در ایالت سونورا مراجعه کرد، اما پاسخی جز یادداشتبرداری اداری دریافت نکرد. او حتی به سراغ روبن روچا مویا، فرماندار ایالت رفت و با التماس خواستار مداخله برای نجات فرزندش شد.
چند ماه بعد خبر رسید که همان فرماندار از سوی دادستانی فدرال آمریکا به همکاری مخفیانه با کارتل متهم شده و از شهر گریخته است.
مادر ایبارا میگوید: «تمام آن دقایق من از مردی التماس کمک میکردم که خودش برای کارتل کار میکرد.»
بنبست راهبرد میلیتاریستی و نبرد بیپایان
بر اساس برآوردهای رسمی نهادهای واشنگتن، حدود یکسوم جغرافیای مکزیک عملاً تحت نفوذ گروههای جنایت سازمانیافته اداره میشود.
نفوذ کارتل در سینالوآ آشکار و تنیده در ساختار جامعه است؛ فرزندان سران قاچاق در گرانترین مدارس خصوصی تحصیل میکنند و در گورستانهای مجلل شهر، مقبرههای خانوادگی کارتلها در ابعاد ویلاهای اشرافی بنا شدهاند.
دولت ترامپ اصرار دارد که با تروریستی نامیدن کارتلها و پیگرد قضایی مقامات مکزیکی، این پدیده را ریشهکن خواهد کرد.
با این حال در کولیاکان کمتر کسی باور دارد که چنین تدابیری به مهار قاچاق منجر شود؛ چراکه تا زمان تداوم تقاضای نجومی مصرف مواد مخدر در بازارهای آمریکا، رویکرد صرفاً امنیتی تنها به بازتولید خشونت و قربانیشدن غیرنظامیان، دانشجویان و جوانان دامن خواهد زد.