ناو هواپیمابر در راه اندونزی؛
چرا «فرودگاههای شناور» هنوز معادلات قدرت را تغییر میدهند؟
داشتن یک ناو هواپیمابر الزاماً به معنای برخورداری از یک «ابرناو» نیست؛ اما حتی یک ناو سبک نیز میتواند قابلیتهای یک نیروی دریایی را در حوزههای شناسایی، فرماندهی، عملیات بالگردی و حضور در مناطق دوردست افزایش دهد.
فرارو- ناو هواپیمابر «جوزپه گاریبالدی» پس از بیش از چهار دهه خدمت در نیروی دریایی ایتالیا (مارینا میلیتاره)، دیروز ۲۴ اوت آخرین سفر خود را از تارانتو به مقصد اندونزی که بهرهبردار جدید آن خواهد بود، آغاز کرد.
به گزارش فرارو به نقل از zona-militar، این شناور تاریخی که در پایان سال ۲۰۲۴ از خدمت خارج شد، بدین ترتیب به دوران طولانی فعالیت خود به عنوان یکی از ابزارهای اصلی ایتالیا برای اعمال قدرت دریایی پایان میدهد؛ در حالی که انتقال آن، فصل جدیدی را در روند نوسازی نیروی دریایی اندونزی میگشاید.
کشتی جوزپه گاریبالدی که توسط فینکانتیری ساخته و در ۳۰ سپتامبر ۱۹۸۵ به بهرهبرداری رسید، نقطه عطفی برای صنعت کشتیسازی و نیروی دریایی ایتالیا بود. این کشتی که به نام جوزپه گاریبالدی، یکی از چهرههای کلیدی اتحاد مجدد ایتالیا در اواسط قرن نوزدهم، نامگذاری شده است، در دورهای که چندین کشور اروپایی در حال سرمایهگذاری بر روی ناوهای هواپیمابر سبک وزن با قابلیت پرواز کوتاه و فرود عمودی (STL) بودند، به صورت محلی توسعه یافت.
در بریتانیا، نیروی دریایی سلطنتی واحدهایی مانند HMS Invincible، Illustrious و Ark Royal را در خود جای داد، در حالی که اسپانیا نیز همین کار را با Príncipe de Asturias انجام داد، در دورانی که با گسترش این نوع پلتفرم و استفاده از جتهای Harrier با قابلیت پرواز کوتاه و فرود عمودی مشخص میشد.
در مورد ایتالیا، گاریبالدی با هواپیماهای AV-8B Harrier II Plus کار میکرد که برای دههها هسته اصلی ناو هواپیمابر بال ثابت آن را تشکیل میدادند. این هواپیماها در کنار بالگردهای SH-3D و AW101، قابلیتی را برای ناو هواپیمابر فراهم کردند که ایتالیا پیش از این با هیچ ناوی از این نوع نداشت. بدین ترتیب، ناو هواپیمابر به یکی از داراییهای اصلی استقرار نیروی دریایی ایتالیا تبدیل شد و متعاقباً این نقش را در کنار ناو هواپیمابر مدرنتر کاوور حفظ کرد.
ناو «جوزپه گاریبالدی» در طول دوران خدمت خود در عملیاتهای بینالمللی گوناگونی مشارکت داشت. در این میان، نقشآفرینی آن در جنگ کوزوو برجسته است؛ جایی که جنگندههای «هریر» (Harrier) ایتالیایی ۳۰ سورتی پرواز رزمی انجام دادند و مجموعاً ۶۳ ساعت پرواز را به ثبت رساندند. این ناو همچنین در عملیاتهای مرتبط با «عملیات آزادی پایدار» در افغانستان شرکت کرد و بخشی از عملیات مداخله در لیبی در سال ۲۰۱۱ بود؛ در آن زمان، گاریبالدی فرماندهی یک گروه ضربت را بر عهده داشت که شامل یگانهایی همچون ناوچه «لیبچیو» (Libeccio) و کشتی پشتیبانی «اتنا» (Etna) میشد.
کنار گذاشته شدن این ناو از خدمت، بخشی از برنامه نوسازی توانمندیهای نیروی دریایی ایتالیا بود. با به خدمت گرفته شدن ناو تهاجمی-آبیخاکی «تریسته» (ITS Trieste)، امکان بازنشستگی و خروج گاریبالدی از خدمت فراهم شد. این ناو از سال ۱۹۸۵ یکی از شاخصترین یگانهای ناوگان ایتالیا به شمار میرفت. با این حال، بازنشستگی آن پایان قطعی داستانش نبود، چرا که اندونزی بررسیهایی را برای خرید و الحاق آن به نیروی دریایی خود آغاز کرد.
فرآیند انتقال به اندونزی در طول سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ شکل گرفت. پس از ارزیابی گزینههای مختلف برای خرید و نوسازی، این ناو سرانجام توسط ایتالیا منتقل شد و همزمان اندونزی تدارکات لازم برای تحویل و بهرهبرداری از نخستین ناو هواپیمابر خود را پیش برد. این فرآیند شامل اعزام پرسنل اندونزیایی به ایتالیا برای گذراندن دورههای آموزشی و همچنین آمادهسازی زیرساختهای لازم برای به خدمتگیری آتی ناو بود و تاریخ اولیه ورود آن برای ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ تعیین شد.
افزودن ناو «جوزپه گاریبالدی» به ناوگان اندونزی، جهشی قابلتوجه در توانمندیهای نیروی دریایی این کشور محسوب میشود. فراتر از نوسازی و بازسازیهایی که این شناور پشت سر خواهد گذاشت، ورود آن به نیروی دریایی اندونزی امکان بهرهگیری از یک ناو هواپیمابر را برای نخستین بار فراهم میآورد و به این نیرو اجازه میدهد تا توانمندیها، رویهها و دکترین لازم برای عملیاتی کردن چنین شناوری را توسعه دهد. این کشتی همچنین بستری را برای بهکارگیری بالگردها و سایر سامانههای هوایی مستقر بر عرشه فراهم میکند که موجب گسترش گزینههای عملیاتی و توانِ اعمال قدرت دریایی خواهد شد.
کشورهایی که ناو هواپیمابر دارند
ناو هواپیمابر، به معنای کلاسیک آن یعنی شناوری که بتواند هواپیماهای بالثابت را از دریا به پرواز درآورد، همچنان در اختیار تعداد محدودی از کشورها قرار دارد.
بر اساس برآوردهای موجود از ناوگانهای فعال در سال ۲۰۲۶، ایالات متحده با ۱۱ ناو هواپیمابر در کلاس ناوهای بزرگ، همچنان بزرگترین دارنده این قابلیت است. پس از آن چین با ۳ ناو، هند با ۲ ناو، و بریتانیا و ایتالیا با ناوهای حامل هواگردهای بالثابت در زمره قدرتهای مهم ناونشین قرار دارند. فرانسه، روسیه، اسپانیا و تایلند نیز از جمله کشورهایی هستند که ناو هواپیمابر یا شناورهای نزدیک به این تعریف را در ساختار دریایی خود دارند.
با این حال، آمار ناوهای هواپیمابر به یک دلیل مهم همیشه محل تفاوت در منابع است: همه شناورها توان و مأموریت یکسانی ندارند.
برای مثال، میان یک ابرناو هواپیمابر هستهای با دهها جنگنده و یک ناو سبک که بیشتر برای بالگردها یا تعداد محدودی هواپیمای برخاست کوتاه طراحی شده، تفاوتی بسیار بزرگ وجود دارد. از سوی دیگر، برخی کشورها شناورهای آبیخاکی و بالگردبر را نیز در آمار «ناوهای هواپیمابر» قرار میدهند، در حالی که منابع دیگر فقط ناوهای دارای توان عملیات منظم هواپیماهای بالثابت را محاسبه میکنند.
بنابراین، داشتن یک ناو هواپیمابر الزاماً به معنای برخورداری از یک «ابرناو» نیست؛ اما حتی یک ناو سبک نیز میتواند قابلیتهای یک نیروی دریایی را در حوزههای شناسایی، فرماندهی، عملیات بالگردی و حضور در مناطق دوردست افزایش دهد.
ناو هواپیمابر مهم است؟
مهمترین ویژگی یک ناو هواپیمابر، تبدیل بخشی از دریا به یک پایگاه هوایی متحرک است.
هر کشوری برای اجرای عملیات هوایی دور از مرزهای خود، معمولاً به پایگاههای هوایی نیاز دارد؛ پایگاههایی که ممکن است در اختیارش نباشند یا در شرایط بحرانی آسیبپذیر شوند. ناو هواپیمابر این محدودیت را تا حدی برطرف میکند و یک باند پرواز متحرک را به قلب دریا منتقل میسازد.
در نتیجه، هواگردهای یک کشور میتوانند بدون وابستگی کامل به فرودگاههای ساحلی، در فاصلهای دور از سرزمین اصلی عملیات کنند. این ویژگی در سه حوزه اهمیت ویژهای دارد: نمایش قدرت، کنترل و پشتیبانی از مناطق دریایی و افزایش بازدارندگی.
یک ناو هواپیمابر میتواند بهعنوان مرکز عملیات یک گروه دریایی عمل کند. هواگردهای آن قادرند مأموریتهایی مانند شناسایی، گشت، دفاع هوایی، حمله، جنگ الکترونیک، پشتیبانی از عملیات دریایی و در برخی موارد امدادرسانی را انجام دهند.
برای همین، در ادبیات نظامی، ناو هواپیمابر را صرفاً یک «کشتی جنگی» نمیدانند؛ بلکه آن را یک سامانه بزرگ قدرت دریایی متشکل از خود ناو، هواگردها، ناوهای محافظ، زیردریاییها، ناوهای پشتیبانی و یک شبکه گسترده اطلاعاتی و لجستیکی میدانند.
نیروی دریایی آمریکا نیز ناوهای هواپیمابر را در مرکز قابلیت حضور پیشرو، کنترل دریا و بازدارندگی خود قرار داده و بر نقش آنها در نمایش قدرت و عملیات پایدار در مناطق دوردست تأکید میکند.
بازدارندگی؛ گاهی حضور یک ناو، مهمتر از شلیک آن است
قدرت نظامی فقط به معنای توان شلیک نیست. گاهی نمایش توان و ایجاد تردید در محاسبات طرف مقابل، خود یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی است.
حضور یک ناو هواپیمابر در منطقهای بحرانی این پیام را منتقل میکند که یک کشور توان انتقال سریع هواگرد، نیرو و تجهیزات به منطقه را دارد. همین حضور میتواند بر محاسبات نظامی و سیاسی بازیگران دیگر تأثیر بگذارد.
اما اینجا نیز باید به واقعیت میدان توجه داشت. ناو هواپیمابر بدون پوشش و حفاظت مناسب، هدفی بسیار بزرگ و ارزشمند محسوب میشود. در دنیای امروز، موشکهای دوربرد، موشکهای بالستیک و کروز ضدکشتی، زیردریاییها، پهپادها و جنگ الکترونیک، تهدیدهای جدی برای چنین شناورهایی هستند.
آیا عصر ناو هواپیمابر تمام شده است؟
با افزایش برد و دقت موشکهای ضدکشتی، برخی تحلیلگران در سالهای اخیر این پرسش را مطرح کردهاند که آیا دوران ناو هواپیمابر رو به پایان است؟
پاسخ کوتاه این است: نه، اما نقش و شیوه بهکارگیری آن در حال تغییر است.
ظهور موشکهای دوربرد و پهپادهای انتحاری باعث شده ناوهای هواپیمابر بیش از گذشته با تهدید روبهرو باشند. از سوی دیگر، پیشرفت سامانههای دفاعی، جنگ الکترونیک، پدافند لایهای و استفاده از هواگردهای بدون سرنشین نیز به تکامل مدل عملیاتی آنها منجر شده است.
به همین علت، ناو هواپیمابر همچنان یکی از مهمترین نمادهای قدرت دریایی است، اما دیگر نمیتوان آن را یک «سلاح شکستناپذیر» دانست. آینده نبردهای دریایی به رقابت میان توان کشف و هدفگیری، برد موشکها، پهپادها، پدافند هوایی، جنگ الکترونیک و سرعت تصمیمگیری گره خورده است.
اندونزی و رؤیای دریایی بزرگ
برای اندونزی، کشوری با هزاران جزیره و موقعیتی بسیار مهم میان اقیانوس هند و آرام، داشتن یک پلتفرم بزرگ هوایی دریایی معنایی فراتر از یک خرید یا انتقال ساده نظامی دارد.
این کشور باید امنیت دریایی، مسیرهای ارتباطی میان جزایر و تنگههای مهم پیرامون خود را مدیریت کند. از این منظر، یک ناو بزرگ میتواند نقش قابل توجهی در گسترش برد عملیات بالگردها، پهپادها و سامانههای شناسایی داشته باشد.
البته اندونزی اکنون در آغاز مسیر یادگیری و توسعه این قابلیت قرار دارد. بهرهبرداری واقعی از گریبالدی به آموزش خدمه، تعمیرات، تأمین قطعات، آمادهسازی پایگاهها و مهمتر از همه، تعریف یک دکترین روشن برای مأموریتهای این شناور وابسته است.
خروج این ناو از بندر تارانتو در شب ۲۴ اوت، به بیش از چهار دهه حضور «جوزپه گاریبالدی» در تاریخ نیروی دریایی ایتالیا پایان داد. برای نیروی دریایی ایتالیا، این رویداد به معنای وداع با شناوری است که دههها همراهِ تحولِ یگانهای هواییِ دریاییِ این کشور بوده و در برخی از عملیاتهای مهم بینالمللیِ دهههای اخیر مشارکت داشته است. اما برای اندونزی، ورود این ناو هواپیمابرِ تاریخی، سرآغاز دورانی تازه خواهد بود: دورانی که با در اختیار گرفتن نخستین ناو از این نوع و ایجاد قابلیتی همراه است که پیش از این در توان دریایی این کشور وجود نداشته است.