به بهانه ۹ شهریور، روز ملی یوزپلنگ ایرانی
یوز ایرانی؛ ۲۷ بازمانده در آخرین سنگر آسیایی / آخرین فرصت برای نجات یوزپلنگ ایرانی
یوز ایرانی در پنج دهه گذشته، از یک گونه پراکنده در بخشهای بزرگی از کشور به جمعیتی کوچک در چند زیستگاه محدود رسیده. مهمترین امید امروز هم هلیا و تولههایش هستند. مادری که در میان همین زیستگاههای تکهتکهشده حرکت میکند و پنج توله را بزرگ میکند.
فرارو- یوزپلنگ ایرانی هنوز هم در دشتهای ایران میدود ولی کمتعدادتر از گذشته؛ امروز ۲۷ یوز در طبیعت ایران شناسایی شدهاند. ۷ نر، ۶ ماده، ۹ قلاده با جنسیت نامشخص و پنج توله هلیا.
به گزارش فرارو، زمانی این گونه در پهنه وسیعی از ایران و آسیا پراکنده بود و حالا ایران آخرین پناهگاهش است. هرچند داستان یوز ایرانی فقط روایت یک سقوط نیست. روایت نزدیک به پنج دهه زندگی یوزهاست که زیستگاهشان از صدها کیلومتر به چند دشت محدود شده؛ یوزپلنگ روی پیراهن تیم ملی هم نشست تا نماد پیروزی ایران باشد، «پیروز» هم نماد امید شد که با مرگش تمام ایران به سوگ نشست. حالا هم با هر تولهای که در طبیعت زنده میماند، این داستان فرصتی دوباره برای ادامه دادن پیدا میکند. داستانی که هنوز پایانش نوشته نشده اما حاشیه امن یوز در آن، هر روز کوچک و کوچکتر میشود.
دهه ۶۰؛ آغاز عقبنشینی یوزها
در سالهای پیش از انقلاب، یوزپلنگ آسیایی در نقاط مختلف ایران حضور داشت و برآوردهای آن زمان از جمعیتی چند صدتایی (حدود 300 تا 400 قلاده) خبر میداد. البته سرشماری دقیقی به معنای امروزی وجود نداشت ولی حتی همین برآوردها نیز فاصله زیادی با وضعیت امروز دارند.
![]()
در سالهای جنگ ایران و عراق، حفاظت از حیاتوحش و فعالیتهای حفاظتی در بسیاری از مناطق کاهش یافت و همزمان شکار و فشار انسانی بر زیستگاهها هم بیشتر شد. در این میان، فقط خود یوز نبود که تحت فشار قرار گرفت. جمعیت طعمههای اصلی از جمله آهو و جبیر هم کمتر شد.
از آنجا هم که یوزپلنگ برای بقا به دشتهای وسیع، امنیت و طعمه کافی احتیاج دارد، کاهش هر کدام از این موارد مستقیما به محدوده زیست یوزها منجر شد.
دهه ۷۰؛ ایران، آخرین پناهگاه یوز آسیایی
در دهه ۷۰ خورشیدی، شرایط یوزپلنگ آسیایی در خارج از ایران تقریبا به پایان رسید. این زیرگونه که زمانی از خاورمیانه تا آسیای مرکزی و هند پراکنده بود، در بیشتر محدوده تاریخی خود ناپدید شد و ایران به آخرین سنگر آن بدل گشت.
![]()
مشکل اما این بود که حتی در داخل ایران هم اطلاعات دقیقی درباره تعداد یوزها وجود نداشت. این حیوان که بخش زیادی از عمرش را در مناطق دورافتاده و کمدسترس میگذراند، بهسادگی قابل شمارش نیست. بنابراین تا مدتها حتی مشخص نبود دقیقا چه تعداد یوز باقی مانده و در کدام مناطق زندگی میکنند.
در همین سالها بود که حفاظت از زیستگاهها و کنترل شکار اهمیت بیشتری پیدا کرد اما یوز برای بقا به فاکتورهای دیگر جز «محافظت از یک منطقه» احتیاج داشت. باید جمعیت طعمهها، امنیت مسیرهای عبور و ارتباط میان زیستگاهها نیز حفظ میشد.
دهه ۸۰؛ یوز از پشت دوربینها برگشت
سال ۱۳۸۰ نقطه عطف مهمی در تاریخ معاصر یوز ایران بود. پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و برنامه توسعه سازمان ملل آغاز شد. برای نخستین بار تلاشهایی برای حفاظت از این گونه به شکل یک برنامه منسجم دنبال شد. از پایش و پژوهش گرفته تا حفاظت از طعمهها و مشارکت جوامع محلی.
در این دوره، دوربینهای تلهای یکی از مهمترین ابزارها بودند. یوزهایی که سالها فقط از روی ردپا یا مشاهدههای پراکنده شناخته میشدند، حالا در تصاویر دوربینها هم خود را نشان میدادند.
نتیجه امیدوارکننده بود: یوز هنوز در ایران حضور داشت.
![]()
توران، میاندشت، نایبندان و چند زیستگاه دیگر به عنوان مناطق مهم حضور یوز شناخته شدند. تصاویر دوربینها اما یک واقعیت نگرانکننده را هم آشکار کردند. اینکه جمعیت یوز بسیار پراکنده و کوچک شده بود و در بسیاری از مناطق تاریخی دیگر اثری از آن وجود نداشت.
پس در واقع، دوربینها ابعاد واقعی بحران را هم نمایان کردند.
دهه ۹۰؛ جادهها، قاتلان یوز آسیایی
دهه ۹۰ را میتوان دوران شناختهشدن گسترده یوز ایرانی در میان مردم دانست. تصویر یوز روی پیراهن تیم ملی فوتبال نشست، کمپینهای مختلف برای حفاظت از آن شکل گرفت و یوزپلنگ به یکی از نمادهای محیط زیست ایران تبدیل شد؛ اما همزمان، تهدیدهای یوز هم بیش از پیش نمایان میشد.
![]()
یکی از مهمترین تهدیدها جاده بود. یوزپلنگ حیوانی قلمروطلب است و برای پیدا کردن طعمه یا یافتن قلمرو مناسب مسافتهای طولانی را طی میکند. بنابراین حتی اگر در یک منطقه حفاظتشده امنیت داشته باشد هم ممکن است برای رسیدن به منطقه دیگر مجبور به عبور از جاده شود.
محور تهران ـ مشهد و بهخصوص محدوده عباسآباد ـ میامی خطرناکترین نقاط برای یوزها هستند. در سالهای مختلف دستکم ۱۳ یوز در این محور به علت تصادف با خودرو کشته شدهاند.
البته در همین دهه، پروژه دیگری هم باعث روشن شدن بارقههای امید شد: تکثیر یوز در اسارت.
«کوشکی» و «دلبر» به سایت تکثیر منتقل شده و بعدها «ایران» و «فیروز» هم در این برنامه قرار گرفتند. هدف این بود که اگر جمعیت وحشی بیش از این کاهش پیدا کند، شاید بتوان با تکثیر در اسارت از انقراض کامل جلوگیری کرد.
![]()
با این حال، این پروژه هم سرانجام قابل قبولی نداشت. «ایران» در سال ۱۴۰۰ سه توله به دنیا آورد که «پیروز» تنها بازماندهشان بود. پیروز هم در اسفند ۱۴۰۱ بر اثر نارسایی کلیوی تلف شد و دوباره بحثهایی درباره موفقیت و اولویت تکثیر در اسارت را به میان آورد. مرگ «پیروز» یکی از غمانگیزترین اتفاقات حیات وحش ایران در سالهای اخیر است که سوگ عمومی مردم را در پی داشت.
دهه ۱۴۰۰؛ از نگرانی برای ۱۷ یوز تا امید به هلیا
دهه بعدی با نگرانیهای جدیتری درباره آینده یوز آغاز شد. در مقطعی، سازمان حفاظت محیط زیست از شناسایی تنها ۱۷ یوز، شامل ۷ بالغ و ۱۰ توله خبر داد. در سالهای بعد اما تعداد یوزهای شناساییشده افزایش پیدا کرد و حالا مقامهای محیط زیست از شناسایی ۲۷ قلاده خبر میدهند.
هرچند این افزایش را به معنای قطعی افزایش جمعیت دانست. عدد ۲۷، تعداد یوزهای شناساییشده است و بخشی از افزایش میتواند ناشی از بهتر شدن پایش و پیدا شدن یوزهای جدید باشد.
میان همین اعداد، خبری امیدوارکننده وجود دارد: هلیا.
![]()
هلیا، مادهیوز میاندشت، پنج توله به دنیا آورد و تصاویر دوربینهای تلهای خانواده ششنفره آنها را ثبت کرد. مدتی بعد دو توله از مادر جدا شدند و نگرانیهایی درباره سرنوشتشان به وجود آمد اما بررسی تصاویر بعدی نشان داد که هر دو زندهاند و وارد مرحله استقلال شدهاند.
هلیا و تولههایش در ادامه مسیر خود به مناطق دیگری حرکت کردند و همین جابهجایی اهمیت کریدورهای زیستی را دوباره نشان داد.
امروز 1405؛ یوز هنوز هست ولی در حاشیه امنی کوچکتر
امروز خراسان جنوبی از اجرای طرح «یوزبان» در پناهگاه حیات وحش نایبندان خبر داده که برای آن ۸ میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافته و قرار است صرف افزایش نیروهای حفاظتی، پژوهشهای میدانی، مدیریت منابع آبی، خرید خودرو، نصب دوربینهای تلهای و تقویت پایش شود.
نایبندان تنها یکی از مناطقی است که آینده یوز به آن گره خورده. میاندشت و توران نیز همچنان در میان مهمترین زیستگاههای باقیمانده قرار دارند و ارتباط بین این مناطق برای بقای جمعیت اهمیت بالایی دارد.
در کنار این اقدامات، در روزهای اخیر شایعاتی درباره زندهگیری یوزهای وحشی برای انتقال به مراکز تکثیر در اسارت نیز منتشر شده که البته از سوی معاون سازمان حفاظت محیط زیست تکذیب شده.
واقعیت امروز یوز ایرانی بین امید و نگرانی ایستاده. از یک سو، ۲۷ قلاده شناسایی شدهاند، هلیا پنج توله به دنیا آورده و پایش علمی همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر، جمعیت یوزها هنوز کوچک است و تهدید جاده، کاهش طعمه، تخریب زیستگاه، خشکسالی و جدا افتادن زیستگاهها همچنان پابرجاست.
![]()