ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۶۱۷۴

تنگه هرمز قابل دورزدن نیست؟

تنگه هرمز قابل دورزدن نیست؟

«دورزدن تنگه هرمز به‌آسانی ادعایش نیست. اهمیت این آبراهه فراتر از نفت است و اگر قابل دورزدن بود، دشمن مدت‌ها قبل با فراغ‌بال آن را اجرایی می‌کرد.»

روزنامه فرهیختگان در یادداشتی به طرح خط لوله جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز پرداخته است. در بخشی از این مطلب آمده است: «۱- انتشار گزارش‌های متعدد درباره ساخت خطوط لوله جایگزین، از یک‌جهت برای ایجاد هراس در داخل ایران است تا تهران با حس‌کردن این مسئله که احتمال دارد اهمیت تنگه هرمز از دست برود، آن را باز کند؛ بنابراین از یک جنبه این گزارش‌ها به‌عنوان جنگ روانی عمل می‌کنند. ایران می‌داند طرح‌ها در میان‌مدت و طولانی‌مدت قابل‌اجرا بوده، اثرات نسبی خواهند داشت و از مشکلاتی رنج خواهند برد. از سویی تهران فعلاً ابزاری به کارایی هرمز ندارد و نمی‌تواند تحت هیچ عنوانی ازآن‌دست بکشد. 

۲- جنگ فعلاً در مرحله هدف قراردادن بخشی از انتقال نفت است. میادین تولیدی اگر هدف قرار گرفته و یا تصرف شوند موضوع متفاوت می‌شود. اگر غرب آسیا از خطوط انتقال نفت مملو شوند؛ ولی میادین منهدم گردند، آمریکا با بحرانی طولانی‌مدت روبه‌رو خواهد شد. 

۳- جنگ با ایران نبردی وسیع است که نه‌تنها توسط ایران بلکه به‌وسیله بازیگران دیگری نیز به عرصه جهانی کشیده می‌شود. اگر افراد و گروه‌های آزادی‌بخش باقابلیت تحت‌تأثیر قراردادن مناطق، عملیات‌های پراکنده و قابلیت‌های سایبری وارد ماجرا شوند، زیرساخت‌های انرژی در بیشتر مناطق مهم جهان بحرانی می‌شوند. اختلال در تنگه‌های جبل‌الطارق و پاناما توسط گروه‌های آزادی‌بخش و چپ‌گرا، عملیات‌های خرابکاری روسیه علیه مراکز انرژی مرتبط با اروپا مانند آنچه در لیبی رخ داد از این جمله‌اند. نباید از یاد برد طی درگیری‌های چند هفته قبل خطوط انرژی در دریای خزر و همچنین مصر و لیبی در شمال آفریقا دچار حوادث نظامی شدند. در این میان اوکراین بازی پرمخاطره‌ای علیه روسیه به راه انداخته است که شامل حمله به نفتکش‌ها و پالایشگاه‌های این کشور می‌شود که می‌تواند به بازار انرژی فشار وارد آورد. پس بازار انرژی نه‌تنها با تحرکات محور مقاومت و روسیه که با اقدامات غرب نیز دچار ریسک بالا شده است. 

۴- طرف‌های مختلف نباید در خصوص اراده و توانایی ایران و محور مقاومت دچار تردید شوند؛ محور به خطوط جایگزین ضربه خواهد زد. این امر اگر در حال حاضر انجام نمی‌شود به این خاطر است که ظرفیت‌های جدید فعلاً ایجاد نشده‌اند تا ضربه بخورند. الفجیره و ینبع که پیش‌ازاین وجود داشته‌اند بارها ضربه خورده و در حال حاضر نیز درون محاصره و زیر سایه تهدید قرار دارند. 

۵- خطوط جایگزین تحت اشراف محور مقاومت قرار دارند و هر کدام هرمز جدیدی هستند. ایجاد خطوط جایگزین گوشت را از زیر دندان مقاومت خارج نمی‌کند؛ بلکه آن را از زیر دندانی به زیر دندان دیگر منتقل خواهد کرد. 

۶- فعلاً فارغ از نفت، دولت‌های عربی منطقه محاصره شده و از نظر دیگر در کالاها و تجارت زیان می‌بینند. عبورومرور از هرمز به ۴ درصد پیش از جنگ رسیده است. در گذشته که ۱۳۰ کشتی عبور می‌کردند ۸۰ کشتی مربوط به دیگر کالاها بود و ۴۵ تا ۵۰ کشتی عبوری نفتکش بودند. حالا میانگین عبوری روزانه ۵ تا ۸ فروند است که ۲ تا ۵ فروند نفتکش هستند. این یعنی روزانه ۳ تا ۶ فروند کشتی حامل کالاهای دیگر، احتمال دارد از تنگه عبور کنند. دولتی مانند امارات که یک مرکز تجارت مجدد بود و کالاها پس از انتقال به آن، به دیگر نقاط منطقه می‌رفتند برای حفظ جایگاه خود بیش از پیش به بندر الفجیره وابسته شده است که آن هم در معرض خطر است. معضل دولت‌ها در هرمز را نباید به نفت فروکاست چه اینکه همین نفت نیز اوضاع مناسبی ندارد. 

۷- خط لوله به‌شدت مرتبط با مسائل ژئوپلیتیکی پیچیده است. این مسئله احداث و ادامه فعالیت آن را با مخاطره روبه‌رو می‌سازد. رژیم صهیونیستی قصد دارد بر منابع انرژی شرق مدیترانه مسلط شود و به‌راحتی اجازه نخواهد داد بازارش در اروپا و منطقه پیرامونی توسط دولت‌های خلیج‌فارس تهدید شود. 

۸- نفت مهم‌ترین مسئله مرتبط با هرمز است؛ اما تنها مورد نیست. گاز ال‌ان‌جی، مشتقات نفتی و فراورده‌های پتروشیمی نیز به آن وابسته‌اند. قطر ۲۰ درصد از تولید ال‌ان‌جی جهان را در اختیار دارد که به‌تنهایی بیشتر از آمریکا و استرالیا به‌عنوان دیگر بازیگران بازار ال‌ان‌جی است. قطر بزرگ‌ترین صادرکننده ال‌ان‌جی جهان است و به جز مسیرهای دریایی راه جایگزینی فعلاً ندارد. شاید هم اکنون خطوط لوله نفت در منطقه وجود داشته باشند؛ اما هیچ خط لوله‌ای برای انتقال ال‌ان‌جی وجود ندارد. همچنین کشوری مانند عراق صادرات محدود به‌وسیله تریلی‌های مجهز به تانکر را به راه انداخته است؛ اما تانکرهای انتقال گاز به‌شدت کمیاب بوده و قطر به جز دریا نه به خط لوله دسترسی دارد و نه قادر به حمل تانکری است. 

۹- دولت‌های منطقه نه‌فقط برای نفت که برای دیگر موارد نیز باید راه زمینی تدارک ببینند. در مدیترانه بنادر محدودی فعالیت دارند. سوریه و لبنان فاقد بندر لجستیکی بزرگ هستند، اردن تنها بندر عقبه را داراست و سعودی توسط یمن محاصره دریایی شده است. 

۱۰- خط لوله ینبع می‌تواند ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت را منتقل کند. از این میزان ۲ میلیون برای پالایشگاه‌های سعودی است که به مصرف داخلی نیز می‌رسند. پس ظرفیت صادرات سعودی از این مسیر بین ۳ تا ۵ میلیون بشکه و یا به طور میانگین ۴ میلیون بشکه است که تقریباً معادل ۶۰ درصد صادرات عربستان پیش از جنگ است. خط لوله فجیره امارات می‌تواند ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت در روز منتقل کند. ازاین‌رو مجموع صادرات دورزدن هرمز به ۶ میلیون بشکه می‌رسد. در مقابل میزان انتقال نفت از تنگه با استفاده از کریدور جنوبی به ۲ تا ۵ میلیون بشکه یا میانگین ۳.۵ میلیون بشکه می‌رسد. در این صورت در مجموع صادرات احیا شده ۹.۵ تا ۱۰ میلیون بشکه است که تقریباً نیمی از صادرات ۲۰ میلیون‌بشکه‌ای پیش از جنگ است. 

۱۱- صادرات از تنگه هرمز به شکلی پیچیده، با پنهان‌کاری بالا و هزینه زیاد صورت می‌گیرد. صادرات شبانه است، کشتی‌ها سیستم‌های شناسایی خود را خاموش می‌کنند، در دورترین نقاط نزدیک سواحل جنوبی حرکت می‌کنند تا ضمن فاصله‌گرفتن از ایران، بتوانند با قرارگرفتن در پشت برخی جزایر و عوارض موجود از آن‌ها به‌عنوان پوشش بهره بگیرند. همچنین چسبیدن به نزدیکی ساحل کار شناسایی آن‌ها را دشوار کرده و ازسوی‌دیگر باعث بهره‌گیری از سامانه‌های پدافندی مستقر در سواحل می‌شود. هم‌زمان تعداد زیادی پهپاد و هواگرد برای شناسایی سریع تهدیدات، جنگ الکترونیک و مقابله با پرتابه‌ها و شهپادها منطقه را می‌کاوند. ابعاد اسکورت به‌گونه‌ای است که از سوخت‌رسان‌ها برای سوخت‌گیری جنگنده‌های اسکورت در طول چندین ساعت عملیات عبور استفاده می‌شود. 

۱۲- صادرات نفت از تنگه هرمز قبلاً تک سهمی بود به این معنا که قیمت تمام شده هر بشکه به همان قیمت نفت باز می‌گشت؛ اما پس از جنگ سهم بیمه و حمل‌ونقل آن‌قدری رشد کرده که باید آن‌ها را هم لحاظ کرد. اگر سهم بیمه پیش از جنگ ۰.۲۵ درصد بود با افزایش ۱۲ برابری به ۳ درصد ارزش محموله رسیده است. همچنین نرخ حمل‌ونقل تا ۲۰ برابر افزایش را ثبت کرده. مجموع این دو سهم تقریباً ۱۰ درصد هزینه تمام شده هر بشکه نفت صادر شده از هرمز هستند. حالا با اسکورت‌های همه‌جانبه ساحلی و هوایی این مبلغ بسیار بیشتر است؛ زیرا هر ساعت پرواز یک جنگنده ۱۰ تا ۲۰ هزار دلار هزینه دارد. برای اسکورت هر کاروان چندین جنگنده و هواگرد دیگر به کار می‌روند که هزینه آن‌ها شاید به صدها هزار دلار برسد. پیش‌ازاین هر بشکه نفت به ۱ یا ۲ دلار هزینه برای بیمه و انتقال نیاز داشت که این رقم به ۱۰ تا ۱۵ دلار رسیده است.»

ارسال نظرات
خط داغ