۷ نکته درباره انتخابات ۲۰۲۶ اسرائیل
انتخابات اسرائیل؛ نتانیاهو، ژنرالها و آینده خاورمیانه
رقابت انتخاباتی در اسرائیل وارد مرحلهای تعیینکننده شده است؛ جایی که بنیامین نتانیاهو دیگر تنها گزینه مسلط اردوگاه راست نیست و گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ارتش، به مهمترین رقیب او تبدیل شده است. با این حال، تفاوت دو اردوگاه شاید آنقدر که در نگاه اول به نظر میرسد، درباره ایران، حزبالله و غزه عمیق نباشد؛ مسئله اصلی این است که اسرائیل پس از سالها جنگ، با چه روشی میخواهد قدرت نظامی خود را به یک نظم سیاسی تازه تبدیل کند.
فرارو- انتخابات سراسری اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ برگزار میشود؛ انتخاباتی که برخلاف بسیاری از انتخابات قبلی، صرفاً رقابت بر سر نخستوزیری نیست، بلکه میتواند درباره مسیر اسرائیل پس از نزدیک به سه سال جنگ تعیین تکلیف کند.
به گزارش فرارو، مسئله اصلی این است که آیا بنیامین نتانیاهو میتواند بار دیگر ائتلاف راستگرای خود را بازسازی کند یا اسرائیلیها به چهرهای جدید، اما همچنان امنیتمحور، برای مدیریت مرحله بعدی منطقه رأی خواهند داد. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد پاسخ هنوز قطعی نیست.
۱. نتانیاهو؛ هنوز حذف نشده، اما دیگر گزینه غالب نیست
بنیامین نتانیاهو و حزب لیکود همچنان یکی از دو قطب اصلی انتخابات هستند، اما موقعیت نخستوزیر نسبت به گذشته بهوضوح تضعیف شده است. در تازهترین نظرسنجی «زمان اسرائیل» که در روزهای ۱۲ و ۱۳ اوت انجام شده، حزب گادی آیزنکوت ۲۵ کرسی و لیکود ۲۱ کرسی به دست آورده است. در این سناریو، مجموع احزاب مخالف نتانیاهو ۵۸ کرسی و اردوگاه حامی او ۵۰ کرسی دارد؛ یعنی هیچکدام به حد نصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت نمیرسند.
با این حال، نباید از روی این اعداد نتیجه گرفت که نتانیاهو بازنده قطعی است. نظام انتخاباتی اسرائیل ائتلافی است و نتیجه نهایی بیش از آنکه به «بزرگترین حزب» وابسته باشد، به توانایی ساختن ائتلاف پس از انتخابات بستگی دارد. حتی در نظرسنجی «کان» نیز لیکود با ۲۴ کرسی از آیزنکوت با ۲۳ کرسی جلوتر است، اما اردوگاه نتانیاهو تنها ۵۳ کرسی دارد.
مزیت نتانیاهو همچنان روشن است: او میتواند خود را بهعنوان سیاستمداری معرفی کند که در برابر ایران، حزبالله و حماس کوتاه نمیآید. مشکل اینجاست که همین پرونده امنیتی اکنون علیه او نیز استفاده میشود؛ مخالفان میگویند اسرائیل با وجود جنگهای گسترده، هنوز به یک پایان سیاسی روشن در غزه و لبنان نرسیده است.
۲. گادی آیزنکوت؛ جدیترین تهدید برای نتانیاهو
آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل، در ماههای اخیر از یک رقیب تازهوارد به جدیترین چهره ضدنتانیاهو تبدیل شده است. حزب او، «یشار»، اکنون در چندین نظرسنجی بالاتر از لیکود قرار دارد. اعتبار نظامی، تصویر شخصی نسبتا آرام و تجربه مستقیم او در جنگ، بهویژه پس از کشتهشدن پسرش در غزه، به او امکان داده است رایدهندگان ناراضی از نتانیاهو را بدون احساس اینکه به یک «چپ اسرائیلی» رای میدهند، جذب کند.
اما آیزنکوت را نباید یک «کبوتر صلح» دانست. در موضوع ایران، لبنان و غزه، او اساسا یک سیاستمدار امنیتمحور است. حتی در برخی موارد از نتانیاهو به دلیل پذیرش بیش از حد فشار آمریکا در جریان آتشبس لبنان انتقاد کرده است. او همچنین تشکیل کشور فلسطینی را در شرایط کنونی «نامرتبط» دانسته است. بنابراین پیروزی آیزنکوت الزاما به معنای پایان سیاست نظامی اسرائیل در منطقه نخواهد بود؛ تفاوت اصلی احتمالا در شیوه تصمیمگیری، مدیریت جنگ و رابطه با آمریکا خواهد بود.
۳. بنت و لاپید؛ ائتلافی که میتواند «اسرائیل متفاوت» را نمایندگی کند
ائتلاف نفتالی بنت و یائیر لاپید، موسوم به «باهم»، در ابتدا مهمترین رقیب نتانیاهو به نظر میرسید، اما در ماههای اخیر از آیزنکوت عقب افتاده است. نظرسنجی اخیر برای این جریان ۱۳ کرسی پیشبینی میکند؛ در حالی که آیزنکوت ۲۵ کرسی دارد.
با این حال، اهمیت بنت و لاپید بیشتر از تعداد کرسیهای فعلی آنهاست. این دو سیاستمدار از دو سوی میانه و راست اسرائیل آمدهاند و تجربه کنار زدن نتانیاهو در سال ۲۰۲۱ را دارند. از نظر سیاست خارجی نیز نباید انتظار چرخش بنیادین داشت: هر دو از حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران حمایت کردهاند و درباره لبنان و غزه نیز رویکردی سختگیرانه دارند. تفاوت آنها با نتانیاهو بیشتر در تأکید بر دیپلماسی پس از عملیات نظامی، ترمیم روابط با آمریکا و بازسازی جایگاه بینالمللی اسرائیل است.
در موضوع فلسطین، این ائتلاف هم یکدست نیست. لاپید در گذشته از راهحل دوکشوری حمایت کرده، اما بنت با تشکیل کشور فلسطینی مخالف است. بنابراین حتی پیروزی آنها نیز الزاما به معنای آغاز فوری مذاکرات سیاسی با فلسطینیها نخواهد بود.
۴. ایران؛ تفاوتها کمتر از چیزی است که به نظر میرسد
برای تهران، شاید مهمترین نکته انتخابات اسرائیل این باشد که شکست نتانیاهو لزوما به معنای تغییر راهبرد اسرائیل در قبال ایران نیست. نتانیاهو ایران را تهدید اصلی امنیتی میداند و بر فشار نظامی و جلوگیری از بازسازی توان هستهای و موشکی ایران تأکید دارد. آیزنکوت نیز با توجه به سابقه نظامی و مواضعش، احتمالاً همین خط کلی را حفظ خواهد کرد.
بنت و لاپید نیز در جنگ اخیر ایران در کنار اقدام نظامی اسرائیل ایستادند. بنابراین تفاوت اصلی میان آنها بیشتر در این خواهد بود که آیا پس از فشار نظامی، وارد یک مسیر دیپلماتیک برای تثبیت وضعیت میشوند یا نه. به بیان سادهتر، انتخابات اسرائیل احتمالاً درباره «جنگ یا صلح با ایران» نیست؛ درباره نحوه ترکیب قدرت نظامی، بازدارندگی و دیپلماسی است.
۵. لبنان؛ نقطهای که تغییر دولت میتواند محسوستر باشد
در لبنان نیز فاصله میان اردوگاهها آنقدر زیاد نیست، اما احتمال تغییر در روش وجود دارد. دولت نتانیاهو در حال حاضر بر باقیماندن نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان تا خلع سلاح حزبالله تأکید دارد؛ موضعی که همین هفته بار دیگر از سوی وزیر دفاع اسرائیل اعلام شد.
آیزنکوت احتمالا سیاست فشار نظامی و ایجاد منطقه امنیتی را حفظ خواهد کرد، اما ممکن است تلاش بیشتری برای تبدیل دستاورد نظامی به توافق سیاسی نشان دهد. بنت و لاپید نیز بعید است اجازه دهند حزبالله بدون فشار خلع سلاح شود، اما احتمالاً در برابر فشار واشنگتن انعطاف بیشتری نشان خواهند داد.
۶. غزه و فلسطین؛ مهمترین آزمون دولت بعدی
شاید بزرگترین تفاوت پس از انتخابات در غزه آشکار شود. نتانیاهو همین هفته طرح جدید دونالد ترامپ برای غزه را نپذیرفت و گفت اسرائیل تا خلع سلاح کامل حماس عقبنشینی نخواهد کرد. این موضع هم ریشه امنیتی دارد و هم با فشار احزاب راست افراطی ائتلاف او مرتبط است.
دولت جدید، حتی اگر آیزنکوت یا بنت در رأس آن باشد، احتمالا نمیتواند یکشبه از سیاست نظامی فاصله بگیرد. اما ممکن است در برابر طرحهای آمریکا برای آتشبس، خروج تدریجی، بازسازی غزه و ایجاد سازوکار امنیتی بینالمللی انعطاف بیشتری نشان دهد. در نتیجه، پیروزی مخالفان نتانیاهو بیش از آنکه «پایان جنگ» باشد، میتواند پایان مدیریت جنگ به سبک نتانیاهو باشد.
۷. نتیجه؛ اسرائیل احتمالا تغییر رهبر میدهد، نه تغییر دکترین
اگر انتخابات امروز برگزار شود، آیزنکوت از نظر موقعیت حزبی و روند نظرسنجیها جدیترین شانس برای تبدیلشدن به محور دولت بعدی است؛ اما مشکل او همان چیزی است که مشکل بنت و لاپید نیز هست: هیچیک فعلا مسیر سادهای برای رسیدن به ۶۱ کرسی ندارند.
از همین رو، محتملترین سناریو نه یک چرخش ناگهانی در سیاست خارجی اسرائیل، بلکه تغییر در سبک و مدیریت آن است. پیروزی نتانیاهو میتواند به معنای تداوم فشار نظامی، سختگیری در غزه و لبنان و تقابل طولانیمدت با ایران باشد. پیروزی آیزنکوت احتمالا همان دکترین امنیتی را با مدیریت نظامیتر و تلاش برای بازسازی اعتماد داخلی دنبال میکند. و پیروزی بنت ـ لاپید میتواند فضای بیشتری برای دیپلماسی و هماهنگی با واشنگتن ایجاد کند.
به همین دلیل، انتخابات ۲۷ اکتبر را نمیتوان صرفا همهپرسی درباره نتانیاهو دانست. پرسش بزرگتر این است که اسرائیل پس از سالها جنگ میخواهد همچنان منطقه را از مسیر قدرت نظامی مدیریت کند یا بخشی از دستاوردهای نظامی خود را به یک نظم سیاسی تازه تبدیل کند. پاسخ به این پرسش، برای ایران، لبنان و فلسطین احتمالا از نام نخستوزیر بعدی مهمتر خواهد بود.