ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۲۷۸۷

تحول نقش ایران در نظم امنیتی تنگه‌ی استراتژیک هرمز

تحول نقش ایران در نظم امنیتی تنگه‌ی استراتژیک هرمز

ایران نه تنگه را کاملاً می‌بندد و نه به‌طور کامل از آن عقب می‌کشد. آنچه در حال رخ‌ دادن است بازتعریف یک نظم جدید است که در آن، تنگه از یک «گذرگاه بین‌المللی آزاد» به «منطقه‌ای با مدیریت امنیتی ایران» تبدیل می‌شود.

این روزها وقتی سخن از سرنوشت تنگه‌ی هرمز به میان می‌آید، یک پرسش به‌ظاهر ساده اما تعیین کننده، ذهن بسیاری از تحلیلگران و سیاست‌مداران را به خود مشغول می‌کند: «آیا ایران از این آبراهۀ استراتژیک عقب نشینی می کند یا نقشی جدید در نظم امنیتی آن ایفا خواهد کرد؟»

آنچه در شش ماه گذشته رخ داده، نشان می‌دهد که ما با یک تغییر موضع ساده سر و کار نداریم، بلکه با یک بازتعریف بنیادین در قواعد حاکم بر این تنگه مواجهیم. به‌ بیان روشن‌تر، ایران در صدد است تا کنترل خود را از یک تهدید مقطعی و چانه‌زنی، به یک نظم دائمی و نهادینه‌شده تبدیل کند؛ نظمی که در آن، نقش ایران از تهدیدکننده‌ای که گاهی می‌بندد به مدیری که همواره بر نظم امنیتی نظارت می‌کند تغییر یابد.

برای درک عمق این دگرگونی، باید نگاهی به پیشینه‌ی موضوع انداخت. تا پیش از رویداد ۹ اسفند که به شهادت رهبر ایران و شماری از فرماندهان ارشد نظامی انجامید، تنگه‌ی هرمز بیش‌تر نقش ابزاری برای چانه‌زنی را ایفا می‌کرد یعنی هرگاه مذاکرات هسته‌ای به بن‌بست می‌رسید یا تحریم‌ها تشدید می‌شد تهران تهدید به بستن تنگه می‌کرد تا یک اهرم فشار موقت در دست داشته باشد. اما رویداد اسفند ماه، نقطه‌ی عطفی بود تا این باور ایجاد شود که کنترل تنگه دیگر یک کارت مذاکره نیست بلکه اهمیت راهبردی تنگه برای تهران حتی از برنامه‌ی هسته‌ای هم فراتر رفته است.

داده‌های میدانی بیانگر این واقعیت است که تنگه ی هرمز از ۹ اسفند گذشته عملاً بسته مانده و سپاه پاسداران بارها اعلام کرده که این آبراه تا زمان پایان اقدامات خصمانه‌ی آمریکا باز نخواهد شد. این عملیات بازدارندگی، صرفاً در سطح شعار باقی نمانده و به اقدام نظامی مشهود تبدیل شده است. در کنار این اقدامات نظامی، این حرکت نشان می‌دهد که ایران به‌دنبال نهادینه‌سازی کنترل خود از‌طریق قوانین داخلی است.

در عین حال، یک حرکت دیپلماتیک موازی نیز در جریان است؛ مذاکره با عمان برای تعریف یک کریدور پیشنهادی جدید (ورود از آب‌های ایران، خروج از آب‌های عمان که در محافل غیر رسمی شنیده می‌شود) که مورد توافق دو طرف خواهد بود.

البته در سطح داخلی ایران، نظرهای متفاوتی پیرامون پیشنهاد جدید وجود دارد. از یک سو به نظر می‌رسد که تیم مذاکره‌کننده مایل به مصالحه‌ای محدود در چارچوب پیشنهاد جدید است

اما از طرف دیگر، فرماندهان سپاه به‌ صراحت اعلام کرده‌اند که هرگونه ترتیبی که از کنترل فعلی بکاهد مردود است.

با تکیه بر مطالبی که بیان شد سناریوهای پیش رو قابل تصور است. سناریوی اول که محتمل‌ترین گزینه به‌ نظر می‌رسد چیزی شبیه به «مدیریت مشترک ایران‌محور» است. در این حالت، ایران با عمان بر سر کریدور جدید به توافق می‌رسد اما عملاً کنترل ورودی خلیج‌فارس را در دست خودش نگه می‌دارد. این یعنی نه عقب‌نشینی بلکه نهادینه‌سازی کنترل در قالبی جدید که به ایران اجازه می‌دهد بر اساس روابط سیاسی‌اش با کشور صاحب کشتی، عبور را گزینشی کند. سناریوی دوم، تشدید نظامی گسترده است. اگر آمریکا بر بازگشت بی‌قید و شرط و کامل اصرار کند و ایران نیز چنین نظمی را نپذیرد ممکن است به درگیری‌های تمام‌عیار منتهی شود. هر چند نشانه‌ها حاکی از آن است که در شرایط فعلی، هیچ‌ یک از طرفین تمایلی به این گزینه ندارند اما نمی‌توان تغییر این محاسبات را در آینده منتفی دانست.

سناریوی سوم، یعنی عقب‌نشینی کامل ایران، با عنایت به شاخص های موجود، کم‌احتمال‌ترین گزینه است. با توجه به اجماع نسبی نخبگان بر سر اهمیت این اهرم و اصرار نظامیان بر حفظ وضع موجود، بازگشت به شرایط پیش از جنگ، دور از ذهن به‌نظر می‌رسد.

بسیاری از تحلیلگران غربی در این ماجرا دچار یک خطای محاسباتی ساده می‌شوند. آنها ایران را در قالب بازیگری می‌بینند که نهایتاً عقب‌نشینی تاکتیکی را انتخاب می‌کند اما آنچه از رفتار تهران برداشت می‌شود نه یک «عقب‌نشینی هوشمندانه»، بلکه یک «حاضر جوابی تهاجمی» در قالب مذاکره است.

از این منظر هرگونه امتیاز در این حوزه، به‌منزله‌ی شکست راهبردی کامل تعبیر می‌شود و تهران به‌ هیچ‌ وجه حاضر به پذیرش چنین شکستی نیست.

پس پاسخ نهایی به پرسشی که در ابتدای این یادداشت مطرح شد، «نه‌» هوشمندانه و راهبردی» است؛ اما این «نه» به معنای بستن همیشگی نیست. ایران نه تنگه را کاملاً می‌بندد و نه به‌طور کامل از آن عقب می‌کشد. آنچه در حال رخ‌ دادن است بازتعریف یک نظم جدید است که در آن، تنگه از یک «گذرگاه بین‌المللی آزاد» به «منطقه‌ای با مدیریت امنیتی ایران» تبدیل می‌شود. بازتعریفی که در آن، ایران با تلفیق زور و دیپلماسی، قواعد جدیدی را به بازیگران بین‌المللی دیکته می‌کند.

نویسنده : ابراهیم شهولی
ارسال نظرات
خط داغ