همکاری هستهای آمریکا با عربستان، تقابل با ایران است؟ / اسرائیل ساکت می نشیند؟
ریاض هنوز تهران را به عنوان یک رقیب منطقهای میبیند، اما همچنین سعی کرده است تنشها را کاهش دهد تا اینکه در رویارویی دائمی گرفتار بماند.
فرارو- سالها، واشنگتن امیدوار بود که بتواند به یک توافق بزرگ با عربستان سعودی دست یابد. ایالات متحده روابط امنیتی خود با ریاض را تقویت میکرد و به این پادشاهی در ساخت یک برنامه هستهای غیرنظامی کمک میکرد. در عوض، عربستان سعودی اسرائیل را به رسمیت میشناخت. اگر این توافق جواب میداد، واشنگتن عربستان سعودی را به اسرائیل نزدیکتر میکرد و در عین حال جایگاه خود را در خلیج فارس تقویت میکرد.
به گزارش فرارو به نقل از مدرندیپلماسی، این طرح دیگر چندان ساده به نظر نمیرسد. در ماه ژوئیه، ایالات متحده و عربستان سعودی یک توافقنامه همکاری هستهای غیرنظامی امضا کردند. سپس رئیس جمهور دونالد ترامپ در اواخر ماه اوت این توافقنامه را به کنگره فرستاد. ترامپ گفته است که این توافقنامه فقط در صورتی باید ادامه یابد که عربستان سعودی اسرائیل را به رسمیت بشناسد. با این حال، ریاض همچنان اصرار دارد که عادیسازی روابط نیازمند مسیری معتبر به سوی تشکیل یک کشور فلسطینی است.
بخش مهم این است که اختلاف نظر بر سر اسرائیل مانع از هر چیز دیگری نشده است. همکاری هستهای به هر حال پیشرفت داشته است. این نشان میدهد که عربستان سعودی ممکن است در حال تغییر نحوه برخورد خود با واشنگتن باشد. ریاض به جای مذاکره برای یک توافق بزرگ که در آن پیشرفت در هر موضوعی به عادیسازی بستگی دارد، سعی میکند بخشهای مختلف رابطه را از هم جدا نگه دارد.
توافق هستهای به عربستان سعودی فرصت خوبی برای انجام این کار میدهد زیرا واشنگتن نیز آن را میخواهد. عربستان سعودی قصد دارد یک صنعت هستهای غیرنظامی بزرگ را توسعه دهد و بازار مهمی برای شرکتهای آمریکایی ایجاد کند. وزارت انرژی ایالات متحده آشکارا بر مزایای اقتصادی این توافق برای صنعت آمریکا تأکید کرده است. همچنین یک دلیل امنیتی برای ادامه مشارکت وجود دارد. اگر عربستان سعودی قصد توسعه انرژی هستهای را دارد، واشنگتن ترجیح میدهد فناوری آمریکایی در آن دخیل باشد تا اینکه نفوذ کمتری بر این برنامه داشته باشد.
این امر تعادل بین دو کشور را پیچیدهتر میکند. واشنگتن میتواند سعی کند از همکاری هستهای برای سوق دادن ریاض به سمت اسرائیل استفاده کند، اما عربستان سعودی میداند که اگر توافق شکست بخورد، ایالات متحده نیز چیزی برای از دست دادن دارد. ریاض سالها صرف ایجاد روابط با سایر قدرتها کرده و به آن فضای بیشتری برای مقاومت در برابر شرایطی که آن را بسیار پرهزینه میداند، داده است.
چین در اینجا به ویژه مهم است، اما نه به این دلیل که عربستان سعودی ایالات متحده را به نفع پکن رها میکند. ایالات متحده همچنان برای امنیت عربستان سعودی بسیار مهمتر است. ارزش چین متفاوت است. این کشور به ریاض یک شریک اقتصادی بزرگ دیگر و دسترسی به فناوری خارج از رابطهاش با واشنگتن میدهد. عربستان سعودی نیازی به جایگزینی چین به جای ایالات متحده ندارد. داشتن گزینه دیگر به اندازه کافی مفید است.
این پادشاهی رویکرد مشابهی در قبال ایران اتخاذ کرده است. ریاض هنوز تهران را به عنوان یک رقیب منطقهای میبیند، اما همچنین سعی کرده است تنشها را کاهش دهد تا اینکه در رویارویی دائمی گرفتار بماند. عربستان سعودی میتواند در عین حفظ روابط دیپلماتیک با ایران، به واشنگتن نزدیک بماند. میتواند بدون ترک رابطه امنیتی آمریکا با چین همکاری کند. نکته این نیست که طرف جدیدی را انتخاب کند، بلکه اجتناب از انتخاب در زمانی است که نیازی به آن نیست.
مسئله هستهای این اقدام متعادلکننده را دشوارتر میکند. عربستان سعودی میگوید برنامهاش صلحآمیز است، اما برنامه هستهای ایران سالهاست که امنیت خلیج فارس را شکل داده است. رهبران سعودی پیش از این هشدار داده بودند که سلاح هستهای ایران محاسبات آنها را تغییر خواهد داد. بنابراین، واشنگتن دلیل محکمی برای ادامه مشارکت در توسعه هستهای عربستان سعودی دارد تا اینکه ریسک نظارت کمتر بر مسیر برنامه را بپذیرد.
در عین حال، این توافق سوالات دشواری را برای سیاست هستهای ایالات متحده مطرح میکند. واشنگتن مدتهاست نگران این است که آیا عربستان سعودی میتواند اورانیوم را غنیسازی کند یا سوخت هستهای مصرفشده را بازفرآوری کند. یک گزارش سرویس تحقیقاتی کنگره توضیح میدهد که چرا این مسائل برای سیاستعدم اشاعه ایالات متحده اهمیت دارند و خاطرنشان میکند که برخی از توافقات هستهای آمریکا در خاورمیانه شامل محدودیتهای شدیدتری بودهاند.
ایران باعث میشود که گریزی از این مقایسه نباشد. واشنگتن سالهاست که برای محدود کردن توانمندیهای هستهای تهران تلاش میکند. اعطای آزادی عمل بیشتر به ریاض، این پرسش را پیش میآورد که چرا باید معیاری متفاوت برای عربستان سعودی اعمال شود. اما کنار کشیدن از این ماجرا، لزوماً مانع توسعه برنامه هستهای عربستان نخواهد شد؛ بلکه صرفاً ممکن است نفوذ ایالات متحده بر این روند را کاهش دهد.
اسرائیل مانع عمده دیگر است. پیش از جنگ غزه، به رسمیت شناختن اسرائیل توسط عربستان میتوانست عملاً محور یک توافق گستردهتر باشد. این امر برای واشنگتن یک موفقیت دیپلماتیک بزرگ محسوب میشد و عربستان نیز میتوانست از عادیسازی روابط برای تحکیم پیوند خود با آمریکا بهره ببرد.
جنگ غزه این محاسبات را تغییر داد. عربستان سعودی مسئله تشکیل دولت فلسطین را به بخش بسیار برجستهتری از سیاست منطقهای خود تبدیل کرده است. در ماه آوریل، ریاض بار دیگر تأکید کرد که برقراری صلح مستلزم تشکیل دولت فلسطین در مرزهای سال ۱۹۶۷ است. در ماه اوت، عربستان همگام با سایر دولتهای منطقه، تلاشها برای جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین را رد کرد و مجدداً از راهکار «دو دولتی» حمایت نمود. اکنون، حرکت به سوی عادیسازی روابط بدون پیشرفت در آن مسئله، برای ریاض بسیار دشوارتر خواهد بود که بخواهد از آن دفاع کند.
با این حال، روابط گستردهتر میان آمریکا و عربستان همچنان ادامه دارد؛ موضوعی که شاید از بنبست موجود بر سر مسئله اسرائیل نیز مهمتر باشد. عربستان همچنان خواهان فناوری آمریکایی و روابط امنیتی نزدیک است و واشنگتن نیز همچنان این پادشاهی را شریکی مهم در منطقه خلیج [فارس] میداند. آنچه در حال تغییر است، تمایل ریاض به اجازه دادن برای مانعتراشیِ اختلافنظر در یک حوزه بر سر همکاریها در سایر زمینههاست.
این مسئله همچنین توضیح میدهد که چرا نقش فزاینده چین باید واشنگتن را به شیوهای ظریفتر نگران کند؛ نگرانیای که فراتر از تصورِ صرفِ «تغییر جبهه» عربستان است. پکن برای تغییر محاسبات عربستان نیازی ندارد که جایگزین ایالات متحده شود؛ حضور چین به ریاض فضای بیشتری برای مذاکره میدهد. قدرت آمریکا در خلیج [فارس] همچنان قابلتوجه است، اما شریک اصلی عربستان بودن، لزوماً به معنای داشتن نفوذ یکسان بر تکتک تصمیمات این کشور نیست.
بنابراین، توافق هستهای چیزی فراتر از رآکتورهایی است که عربستان سعودی ممکن است در نهایت بسازد. این توافق در حال آزمایش این است که آیا واشنگتن میتواند رابطه نزدیک خود را با ریاض حفظ کند، زمانی که دیگر نمیتواند فرض کند که همکاری آمریکا به امتیاز سیاسی مورد نظرش منجر خواهد شد یا خیر.
عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل هنوز هم میتواند اتفاق بیفتد. پیشرفت به سوی تشکیل کشور فلسطین یا تغییر در سیاستهای اسرائیل میتواند دستیابی به توافق را در آینده آسانتر کند. چیزی که کمتر قطعی به نظر میرسد، ایده اولیه این است که عادیسازی باید قبل از پیشرفت بقیه روابط ایالات متحده و عربستان انجام شود.
عربستان سعودی سعی ندارد ایالات متحده را از خلیج فارس بیرون کند. هنوز دلایل محکمی برای نزدیک نگه داشتن واشنگتن دارد. آنچه ریاض میخواهد، کنترل بیشتر بر روابط و آزادی بیشتر برای مخالفت بدون به خطر انداختن کل مشارکت است. اگر همکاری هستهای ادامه یابد در حالی که عادیسازی متوقف شود، عربستان سعودی نشان داده است که دقیقاً میتواند همین کار را انجام دهد. ایالات متحده همچنان در مرکز امنیت عربستان سعودی باقی خواهد ماند، اما ریاض در مورد اینکه نفوذ آمریکا به کجا ختم میشود، حرف بیشتری برای گفتن خواهد داشت.