در جنبشهای اجتماعی طبقات نقش بسزایی دارند. در نگرش مارکسیسم کلاسیک، تعارض بین طبقات است که سرانجام به انقلاب منتهی میشود. البته دیرزمانی است که دیگر از انقلاب خبری نیست، اما این به آن معنا نیست که جامعه دچار تحولات و دگرگونیهای اساسی نمیشود.
۴۱۵۱ مطلب
در جنبشهای اجتماعی طبقات نقش بسزایی دارند. در نگرش مارکسیسم کلاسیک، تعارض بین طبقات است که سرانجام به انقلاب منتهی میشود. البته دیرزمانی است که دیگر از انقلاب خبری نیست، اما این به آن معنا نیست که جامعه دچار تحولات و دگرگونیهای اساسی نمیشود.
«جامعهای که داستانهای مردماش شنیده نمیشود، دیر یا زود به چرخهای از خشونت و بیتفاوتی گرفتار میشود. بیتفاوتی شاید در ظاهر آرام باشد، اما درحقیقت، مخربترین احساس انسانی است. پوستهای است که روی دردها کشیده میشود، اما آن زیر، اضطراب، یأس و خشم جریان دارد.»
مسعود نیلی، اقتصاددان، با بیان اینکه « جامعه در آستانه انفجار اجتماعی است»، گفت: «۳۱ نفر از هر ۱۰۰ ایرانی فقیرند. فقیری که فقط کمبود درآمد نیست، بلکه از دست رفتن تجربهی رفاه، آن را به مراتب خطرناکتر کرده است.»
آقای پزشکیان، مشکل اساسی کشور، چیزی نیست به جز، بیرون افتادگی از حیات جهان مدرن، بیرون افتادگی از ارتباط با جهان امروز. مشکل اساسی مملکت همین است و بهتر است شما روی حل این مسئله متمرکز باشید. اگر توانستید در این سطح عمل کنید، ان وقت است که بسیاری از مشکلات امروز از بین رفته یا به حاشیه رانده می شوند و بسیاری از مشکلات دیگر دیده می شوند یا ظهور می کنند که شاید تا دیروز این مشکلات را نمی شناختید. مشکل اصلی کشور این است.
ویدئویی فرو ریختن یک ساختمان در شهر قهرمانمرعش ترکیه را ثبت کرده است که طی آن یک کارگر زیر آوار جان باخت.
از دید من ناترازی اصلی کشور، ناترازی عقلانیت است. یعنی کمبود عقلانیت یا فقدان آن در مواجهه با تغییر و تحولات بنیادینی که هم در جهان رخ می دهد و هم در جامعه ایرانی رخ می دهد.
«امنیت با حرف و شعار حاصل نمیشود. جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به امنیت واقعی و پاکسازی اجتماعی نیازمند است. در کلانشهرهایی مانند تهران و مشهد، متأسفانه برخی اراذل و اوباش با اطمینان از عدم برخورد قاطع، به راحتی امنیت شهروندان را تهدید میکنند.»
احتمال شکلگیری اعتراضهای اجتماعی پس از یک بحران مهم، به میزان فشار اقتصادی، نحوه مدیریت حکومتی، پیامدهای جنگ و فضای سیاسی بستگی دارد. برخی کشورها پس از جنگ به سرعت به ثبات میرسند و ناآرامی چندانی رخ نمیدهد، درحالی که برخی دیگر دچار اعتراضهای گسترده میشوند. باتوجه به شرایط کشور ما، به نظر میرسد بهتر است چنین پیشبینیهایی جدی تلقی شده و برای مواجهه با آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.
«ما سالهاست بهجای پرورش خلاقیت، فقط اطاعت خواستهایم. از دل شوراهای عالی و کارگروههای بررسی و اتاقهای کنترل محتوا، فرهنگ واقعی زاییده نمیشود. فرهنگ چیزی است که در دل مردم، در دل نیازهای روزمره، در روابط عاطفی، در کشمکشهای اجتماعی و در رویاهای جوانان شکل میگیرد.»
آنهایی که تفسیری آرمانی از این جنگ ارائه میکنند، اگر از زاویه خیر جمعی یک کشور ۹۰ میلیون نفری مسائل را ببینند، این حقیقت خودنمایی میکند که ما نه رسالت و ماموریتی برای جنگ و نابودی غرب و شرق داریم، نه انتهای این جنگی که آنها دوست دارند، منافع ملی ایران منتظر ماست. چرا در این مسیر پیش میروید؟ مامور به آن هستید یا اولویتها را گم کردهاید؟