وقتی دادگاهی شدند، هر سه متهم خود را بیگناه جلوه دادند. بیگناهیشان ثابت نشد. فقط ادعا کردند، اما مدارک روشده، حکم قاتل را بر پیشانی متهمان مُهر کرد. قصاص شدند یکی پس از دیگری؛ فراز دهم بهمن ۸۶، دلآرا یازدهم اردیبهشت ۸۸ و شهلا جاهد دهم آذر ۸۹.
۸۴۷ مطلب
وقتی دادگاهی شدند، هر سه متهم خود را بیگناه جلوه دادند. بیگناهیشان ثابت نشد. فقط ادعا کردند، اما مدارک روشده، حکم قاتل را بر پیشانی متهمان مُهر کرد. قصاص شدند یکی پس از دیگری؛ فراز دهم بهمن ۸۶، دلآرا یازدهم اردیبهشت ۸۸ و شهلا جاهد دهم آذر ۸۹.
متهم گفت: مدتی بود که متوجه شده بودم رفتار همسرم تغییر کرده است. بههمیندلیل او را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم با مردی رابطه دارد. همسر من زنی ۲۸ساله و بسیار جوان است، مردی که زنم را اغفال کرده بود یک مرد میانسال بود. خیلی ناراحت شدم که زندگیام را اینطور خراب کرده است. با زنم تندی کردم و از او خواستم با کاظم قرار بگذارد. وقتی سر قرار رفتیم، کاظم به سمت من حمله کرد و خواست من را بزند که یک ضربه به او زدم و بعد هم فرار کردم.
من گفتههای شهرام را قبول ندارم، البته میپذیرم با او در فضای مجازی ارتباط داشتم، اما اینکه نقشه قتل را طراحی کردم دروغ است. من این کار را نکردم و شهرام دروغ میگوید. امید نیز اتهام را قبول کرد و گفت: من برای کمک به شهرام قبول کردم همراه او بروم، البته شهرام به من نگفته بود قصد قتل دارد. فکر میکردم مسئله گوشمالیدادن است...
متهم گفت: روز حادثه برای صحبت بیرون رفته بودیم که موضوع شک خود را مطرح کردم و بعد از آن درحالیکه عصبانی شده بودم، سر سمیرا را هل دادم و با چاقو ضربهای به کمرش زدم. بعد برای اینکه صحنهسازی کنم با چاقو ضرباتی را نیز به خودم وارد کردم و درحالیکه خونآلود بودم خودم را به پلیس رساندم و ادعا کردم هدف زورگیری قرار گرفتهایم.
آنها یک روز قبل از حادثه سراغ مرد موبایلفروش رفتند و با توجه به شیوع کرونا و تعطیلی مغازهها متهم اصلی پرونده از مرد موبایلفروش درخواست کرده بود تا روز بعد به مغازه بیاید تا او موبایل درخواستیاش را بخرد و مرد موبایلفروش هم قبول کرده بود...
متهم در بازجوییها گفت: از دست شهرام خسته شده بودم و تصمیم گرفتم کاری کنم که دیگر به فکر مزاحمت برای همسرم نیفتد. شب حادثه با او قرار گذاشتم و چاقو هم با خودم بردم. به محل قرار که رسیدیم با شهرام شروع به صحبت کردم. اما بیفایده بود، از دستش عصبانی شده بودم و با چاقو او را زدم.
بعد از گفتههای این مرد، خودروی او توسط کارشناسان بررسی شد و مشکل در سیستم ترمز ماشین مرد جوان مورد تأیید قرار گرفت، اما مطابق نظر پزشکی قانونی ضربه کشنده با میله آهنی به سر مقتول زده شده بود و تصادف نقشی در قتل نداشت.
منصوره (همسر مقتول) که دیگر دسیسه شوم خود را لو رفته میدید درباره این جنایت تلخ به قاضی گفت: از چند سال قبل با «جلال» آشنا بودم و طی ماههای گذشته این ارتباط به صورت پیامکی و تلفنی شدت گرفته بود تا جایی که جلال به من وعده ازدواج داد من هم از همسرم خواستم مرا طلاق بدهد، ولی ابوالفضل موافقت نمیکرد و حاضر به طلاق نبود به همین دلیل وقتی موضوع را برای «جلال-پ» بازگو کردم او تصمیم گرفت تا همسرم را از میان بردارد.
ساعت ۴ صبح ۱۱ مرداد خبر سقوط مرگبار دختری ۱۶ ساله از پشت بام یک دبستان پسرانه در منطقه اتابک به مأموران کلانتری اعلام شد.
وقتی دوست مقتول مورد پرسوجو قرار گرفت، جزئیاتی از ماجرا فاش و معلوم شد مقتول درحالیکه پشت فرمان خودروی پژو ۴۰۵ نشسته بود، همراه دوستش در بزرگراه رسالت در حرکت بود که راننده یک پراید با او مشاجره کرد و راه را بر پژو بست. راننده پراید سپس با مقتول و دوستش درگیر شد و ضربه مرگبار را وارد کرد. در ادامه نیز از محل گریخت.