عباس عبدی نوشت: حذف فقر نیازمند جامعه قدرتمند و زیرساختهای مناسب مثل نهادهای مدنی و اینترنت و... است. تقریبا این دو مورد مهم در دولت جدید با بیمهری مواجه و ذیل نگاه امنیتی به حاشیه رانده شدهاند و این برای آینده کشور و فقرا خطرناک است.
۴۹۰ مطلب
عباس عبدی نوشت: حذف فقر نیازمند جامعه قدرتمند و زیرساختهای مناسب مثل نهادهای مدنی و اینترنت و... است. تقریبا این دو مورد مهم در دولت جدید با بیمهری مواجه و ذیل نگاه امنیتی به حاشیه رانده شدهاند و این برای آینده کشور و فقرا خطرناک است.
ناهید خداکرمی گفت: در همه کشورهای دیگر، حتی سلبریتیها هم در خانه زایمان میکنند. این حق مادر است که به انتخاب خود، محیطی را که دوست دارد، برای تولد فرزندش انتخاب کند. زایمان موضوع فیزیولوژیک طبیعی است و خطرناک نیست و تنها نیاز است که سازوکار مناسبی برای درخواست مادر، درنظر گرفته شود.
یک جامعهشناس گفت: بیش از ۹۰ درصد زنان سالمند تنهای ایرانی در سه دهک پایین درآمدی قرار دارند، یعنی بهطور جدی مشکل معیشتی دارند و برای پرداخت هزینههای درمان و توانبخشی با چالش بزرگی رو به رو هستند. بیش از ۷۱درصد زنان سالمند تنها درآمدی ندارند و تنها ۲۹درصد بقیه درآمد دارند.
فقر در یمن به حدی است که برخی از مردم این کشور با خوردن برگ درختان افطار میکنند.
جامعه آرمانی آن است که نه فقر در آن باشد و نه نابرابری. اگر در وضعیتی بگویند راهی جز این ندارید که یا جامعه فقیر داشته باشید و برابر یا جامعه ثروتمند داشته باشید و نابرابر، کدام بهتر است؟ به نظر میآید که شرف انسان اقتضاء میکند که برابری را بر ثروت ترجیح دهد.
احمد عربانی کارتونیست روزنامه هم میهن گرانی و افزایش قیمتها را سوژهی کاریکاتور خود قرار داده است.
جمال رحمتی کارتونیست روزنامهی هم میهن فقر و مشکلات موجود در جامعه برای کسب درآمد را سوژهی کاریکاتور خود قرار داده است.
ضریب محرومیت همه روستاهای بالای شط، ۹ است؛ شاید هم بیشتر. مددکاران کمیته امداد میگویند رنگ فقر منطقه، در یک دهه چنان تیرهتر شده که باید ضریبهای جدید برای شدت محرومیت تعریف شود وقتی در شمالیترین نقطه استانِ خوابیده روی مخزن نفت، مردمش نه برق دارند، نه آب، نه جاده، نه غذای کافی میخورند، نه مدرسهای کنار دست بچههایشان هست.
محمدرضا ثقفی کارتونیست روزنامهی هم میهن تورم و کاهش قدرت خرید مردم را سوژهی کاریکاتور خود قرار داده است.
۶ سال قبل، درآمد سرانه دلاری خانوار ایرانی ۹ هزار و ۳۲۱ دلار بود، اما در سال ۱۴۰۰ این مقدار به چهار هزار و ۴۹۶ دلار کاهش یافت. یعنی در این سالها درآمد سرانه ایرانیان نزدیک به ۵ هزار دلار سقوط کرد. وقتی درآمدها را به ریال محاسبه کنیم، در این سالها رشد اتفاق افتاده، اما وقتی به دلار محاسبه کنیم متوجه آب رفتن شدید درآمدها میشویم. در سال ۹۵ میانگین قیمت دلار سه هزار و ۴۰۰ تومان بود، اما این مبلغ در سال ۱۴۰۰ به ۲۵ هزار تومان رسید.