نخست وزیر اسرائیل مدعی شد که هم او و هم ترامپ توافق داشتند که عدم قطعیت و ریسک قابل توجهی در اقدام نظامی برای سقوط حکومت ایران وجود دارد.
۱۱۰۶ مطلب
نخست وزیر اسرائیل مدعی شد که هم او و هم ترامپ توافق داشتند که عدم قطعیت و ریسک قابل توجهی در اقدام نظامی برای سقوط حکومت ایران وجود دارد.
نخست وزیر اسرائیل اظهار کرد که انتظار بستن تنگه هرمز توسط ایران را نداشته است.
ترامپ با اشاره به تماس تلفنی خود با نتانیاهو مدعی شد: تاکید کرد مذاکرات مربوط به ایران «مسئولیت شخصی» اوست و به طرف دیگری ارتباط ندارد.
نخست وزیر اسرائیل بررسی لغو پیمان اسلو را به تعویق انداخت. این پیمان رسما با نام «اعلامیه اصول اولویتهای دولت خودگردان انتقالی» شناخته میشود، در ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۳ (۲۲ شهریور ۱۳۷۲) با حضور یاسر عرفات رئیس تشکیلات خودگردان و اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل و تحت نظارت بیل کلینتون رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن به امضا رسید.
گزارشها از شکلگیری تفاهمی محدود میان آمریکا و ایران برای توقف جنگ، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات سیروزه درباره پروندههای اصلی حکایت دارد؛ توافقی که بیش از صلح پایدار، به مدیریت موقت بحران شباهت دارد. در حالیکه ترامپ آن را فرصتی برای مهار انرژی، کنترل بازارها و کسب پیروزی سیاسی میبیند، تحلیلگران از تابآوری ایران، باقی ماندن توان موشکی و پهپادی تهران و شکاف پنهان میان واشنگتن و تلآویو درباره ادامه جنگ سخن میگویند.
این گزارش، جنگ ادعایی ترامپ علیه ایران را نمونهای از آشفتگی، نمایشگرایی و محاسبات غلط سیاست خارجی آمریکا توصیف میکند. نویسنده تأکید دارد که «پروژه آزادی» در تنگه هرمز با وجود اعزام نیروی عظیم نظامی، به نتیجهای محدود و تبلیغاتی رسید و سرانجام متوقف شد. همزمان، ایران با ایستادگی نظامی، تعیین خطوط قرمز هستهای و موشکی، بهرهگیری از حمایت چین و روسیه و مدیریت پرونده لبنان، توانست روایت پیروزی ترامپ را فرسوده و ابتکار عمل سیاسی را حفظ کند.
وزیر پیشین جنگ اسرائیل و رهبر حزب مخالف راستگرای «اسرائیل خانه ما»، تأکید کرد که کابینه نخستوزیر این رژیم در تمامی جبههها شکست خورده است.
دادستان دیوان کیفری بینالمللی گفت که در جریان پیگیری پرونده صدور حکم بازداشت برای «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل، و «یوآو گالانت»، وزیر جنگ سابق او، تحت فشارها و تهدیدهای مستقیم قرار گرفته است.
مذاکرات ایران و آمریکا بر سه محور اصلی متمرکز است: پرونده هستهای، تنگه هرمز و کاهش تنشهای منطقهای بهویژه در لبنان. واشنگتن خواهان محدودیت بلندمدت غنیسازی و نظارت گسترده است، اما تهران بر دوره کوتاهتر و حفظ حقوق هستهای خود تأکید دارد. همزمان، هرمز به برگ مهم چانهزنی بدل شده و تعلیق «پروژه آزادی» نشانه بازآرایی فشار آمریکا ارزیابی میشود. با وجود امید به توافق، مسیر دیپلماسی شکننده و پرهزینه باقی مانده است.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد مرحلهای پراضطراب و شکننده شده است؛ مرحلهای که در آن سه دستورکار متضاد مسیر تحولات را تعیین میکند. واشنگتن میان بازگشت به جنگ و حرکت بهسوی محاصره اقتصادی مردد است و هدفش مهار قدرت ایران، حفظ نفوذ در خلیج فارس و جلوگیری از نفوذ چین است. اسرائیل برنامه موشکی ایران را تهدیدی وجودی میداند و تهران نیز حفظ بازدارندگی و توسعه توان نظامی را شرط بقای خود تلقی میکند.