یوسف افضلی دوست و همرزم شهید حاج قاسم سلیمانی در کتاب «معمار حرم» روایت میکند: اومدیم بریم خونه ما، اتفاقی جلوی خونه مون، یه شخص عرب رو که حالا نمیدونم؛ عراقی بود یا لبنانی، دید. بغلش کرد و بوسید و شروع کردن باهم عربی صحبت کردن. تو همین اثنا، انگشترش رو از انگشتش درآورد و گذاشت تو دست ایشون. بعد باهم خداحافظی کردن و حاجی اومد تو خونه ما.